روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٧٨ - ترجمه
قوله: بِغَيْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَهٰا ،در او دو قول گفتند:قولى آنكه،آسمان برداشت بىعمادى كه شما مىبينى،يعنى عمادى هست آسمان را و لكن شما نمىبينى [١].
اثبات عماد كردند [٢]و نفى رؤيت.
فرّاء گفت:اين تأويل بر مذهبى باشد كه عرب را هست كه تقديم حرف جحد كنند از آخر كلمت به اوّل،چنان كه شاعر گفت:
و لا أراها تزال [٣]ظالمة
تحدث لى نكبة و تنكأها
اراد و أراها،لا تزال [٤]ظالمة.و بر اين قول تقدير آيت چنين باشد كه:رفع السّماوات بعمد لا ترونها.
اياس [٥]بن معاويه گفت:آسمان بر مثال قبّهاى بر سر زمين نهاده است [٦]،و گروهى بسيار از اوايليان و مسلمانان گفتند:آسمان محيط است از جمله جوانب به زمين،و زمين بر سبيل كرهاى است گويى [٧]در ميان آسمان نهاده و آسمان بر مثال دو طاس است كه بر روى يكديگر نهند و زمين در ميان او چون نقطۀ دايره است،جز كه مسلمانان گفتند:آسمان و زمين به خداى بر پاى است،و اوايليان-عليهم لعائن اللّٰه [٨]- گفتند:زمين به دور فلك [٩]ساكن است به اعتمادات متكافى [١٠]،و فلك به اعتماد فلكى دگر كه بالاى آن است تا به فلك نهم كه آن را«فلك الافلاك»مىگويند و فلك اثير مىگويند [١١]،و بر اين قاعده ما لا يتناهى از افلاك به كار بايد تا هريكى آن ديگر را نگاه مىدارد،و آن خباطى است كه ايشان گفتند.و نيز قول آنكس كه اثبات عماد كرد و نفى رؤيت،قولى ركيك است،و درست آن است كه مراد به نفى رؤيت عماد،نفى عماد است براى آنكه اگر عمادى بودى ديدندى،براى آن
[١] .بم،آب،آز،آج،لب:ما نمىبينيم.
[٢] .آب،آز:كرد.
[٣] .آو،بم،مل،آج:يزال.
[٤] .مل،آز:لا يزال.
[٥] .آب،آز:ايناس.
[٦] .آو،آب،آز،آج،لب:قبّه است بر سرزمين نهاده.
[٧] .اين عبارت در نسخه بدلها به صورتهاى گوناگون و ناموافق ضبط شده است بدين ترتيب،قم:و زمان و مثال كره است گويى،آو،بم،آب،مل،آز،لب:و زمين بر مثال كره است كه،آج:و زمين بر مثال كوره است كه.
[٨] .مل:عليهماللعنه.
[٩] .آز:به دو فلك.
[١٠] .مل:ساكن به اعتماد ذات متكافى.
[١١] .آو،بم:و فلك را تأثير مىگويند،آب،آز:و فلك را تأثير اثير مىگويند.