روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٨٠ - ترجمه
و اشكال از او مىبردارد[٤٢-ر]و اينهمه [١]براى چه، لَعَلَّكُمْ ،تا همانا باشد كه شما به ايمان نزديك شوى و ايمان آرى،و«لعلّ»براى آن گفت كه اين دلالات موجب نيست براى آنكه علم عند او [٢]موقوف است بر نظر،و نظر از فعل تو است،و فعل تو موقوف بر قصد و داعى [٣]تو باشد،بود كه كنى و باشد كه نكنى.و مراد به «لقاء»اين جا ثواب است،براى آنكه لعلّ ترجّى را باشد،و رجاء،در ثواب و منافع شود،و اگر حمل كنند«لقاء»را على لقاء الجزاء،شامل باشد ثواب و عقاب را.
و مراد به يقين،تحقيق است،يعنى بدانى بر وجهى كه از شك دورتر باشد [٤]و از اين كار يقين را در نقيض شك نهند [٥].
قوله: وَ هُوَ الَّذِي مَدَّ الْأَرْضَ ،او آن خداست كه بكشيد زمين را،يعنى بگسترد و بسط كرد،و حقتعالى در بدايت خلق زمين [٦]بيافريد بر جاى كعبه،و آنگه بفرمود تا جمله زمين از زير كعبه بيرون آوردند چنان كه جامه نوشته،لا از زير لا [٧]بيرون آرند،فهذا معنى قوله: مَدَّ الْأَرْضَ. آنگه زمين بر متن آب بود بهمانند آنكه كشتى باشد بر سر آب،مىجنبيد و آرام نمىگرفت،حقتعالى كوهها را بيافريد و به مثقّله زمين كرد و به مثابت سنگهاى گران كه بر كنارهاى [٨]بساط بنهند تا باد درننوردد آن را،يا به منزلت ميخ كه آن را بدوزد به زمين [٩].و قوله: رَوٰاسِيَ ،اى ثوابت،من قوله:
وَ الْجِبٰالَ أَرْسٰاهٰا [١٠]،اى أثبتها،يقال:رسا اذا ثبت،و ارساه اللّٰه،اى أثبته.رواسى جمع راسيه باشد،اى ثابته،صفت موصوفى محذوف است،اى جبالا رواسى.و فِيهٰا ، اى فى الارض. وَ أَنْهٰاراً ،اى و جعل فيها انهارا.و همچونين در زمين جويها ساخت از آب روان،جمع نهر،و اشتقاق او از فراخى باشد،و منه النّهار لاتّساع الضّوء فيه، يقال:انهر الفتق اى وسّعه و استنهر،اى اتّسع. وَ مِنْ كُلِّ الثَّمَرٰاتِ ،اى و جعل، بمعنى خلق،بيافريد از هر نوعى از ميوهها، زَوْجَيْنِ اثْنَيْنِ ،دو جفت،يعنى دو صنف
[١] .آج،لب+از.
[٢] .آو،بم،آب،آز،آج،لب:عند آن.
[٣] .همۀ نسخه بدلها بجز قم و مل:دواعى.
[٤] .آو،بم،آب،آج:دور باشد.
[٥] .قم:آرند.
[٦] .قم+را.
[٧] .آو،بم،آج،لب:تو از زير تو.
[٨] .آو،بم،آب،آز،آج،لب:كناره.
[٩] .قم،آو،بم،آب،آز،آج،لب:بر زمين.
[١٠] .سورۀ نازعات(٧٩)آيۀ ٣٢.