روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٦٨ - ترجمه
چون عقل كه عبارت است از مجموع علومى كه تا مجتمع نشود،عقلش نخوانند،چه اگر نه چنين باشد،هم مستحقّ ثواب ابد باشند [١]و هم مستحقّ عقاب ابد،و جمع بين الاستحقاقين على وجه التّأبيد محال باشد.پس مراد در آيت به ايمان اظهار ايمان است.
آنگه حقتعالى تخويف و تهديد كرد اين كافران را،گفت: أَ فَأَمِنُوا ،ايمن شدهاند اينان كه به ايشان آيد پوششى؟يعنى عذابى [٢]عام،عذاب استيصال كه به ايشان برسد [٣]و جمله ايشان را بازپوشاند.و مراد به«غشيان» [٤]،اصابت است،و قوله: مِنْ عَذٰابِ اللّٰهِ ،«من»تبيين راست. أَوْ تَأْتِيَهُمُ السّٰاعَةُ بَغْتَةً ،اى فجأة،يا [٥]قيامت به ايشان آيد ناگاه.نصب او بر حال است،و بغتة و فلتة و فجأة،ناگاه باشد،و قال الشّاعر:
و لكنّهم بانوا [٦]و لم ادر بغتة
و افظع [٧]شىء حين يفجؤك [٨]البغت
و حقتعالى،قيامت را براى آن،ساعت نام نهاد،و ساعت آنوقت باشد كه تو در وى [٩]باشى و نيز عبارت بود از مدّتى اندك از زمان،كساعات [١٠]اللّيل و النّهار،يا عبارتى باشد منبئ از قرب و سرعت او و تعجيل او در آمدن،چنان كه گفت: ...وَ مٰا أَمْرُ السّٰاعَةِ إِلاّٰ كَلَمْحِ الْبَصَرِ أَوْ هُوَ أَقْرَبُ [١١].
قُلْ هٰذِهِ سَبِيلِي أَدْعُوا[إِلَى]اللّٰهِ ،خطاب است با رسول-عليه السّلام-و امر است او را به آنكه:بگوى كه،اين راه من است،يعنى اين دين مسلمانى راه من است كه من با آن دعوت مىكنم شما را بر بصيرت و علم و يقين. سَبِيلِي ،ابن زيد گفت:سنّتى و منهاجى.ربيع گفت:دعوتى.ضحّاك گفت:دعواى.مقاتل گفت:دينى.نظيره قوله: اُدْعُ إِلىٰ [٣٩-پ] سَبِيلِ رَبِّكَ [١٢]... اى،الى دينه.
[١] .آو،آب،آج،لب:،آز:بود.
[٢] .آو،بم،آب،آج،آز،لب:عذاب.
[٣] .قم:نرسد.
[٤] .مل:غشا.
[٥] .مل،آج،لب:تا.
[٦] .مل،آج،لب:يأتوا.
[٧] .اساس:اقطع،خوانده مىشود،با توجه به برخى نسخه بدلها و منابع بيت تصحيح شد.
[٨] .آز،آج:يفجرك.
[٩] .قم،بم،آب،آز،آج،لب:درو.
[١٠] .آج،لب:كساعة.
[١١] .سورۀ نحل(١٦)آيۀ ٧٧.
[١٢] .سورۀ نحل(١٦)آيۀ ١٢٥.