روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٣ - ترجمه
گفت [١]:در عهد او تاويل و تعبير خواب به از او كس ندانست.زجّاج گفت:مراد تأويل آيات است در ادلّۀ توحيد و جز از آن از علوم دين [٢].تأويل آن باشد كه معنى با او گردد،من الاول و هو الرّجوع،و گفت:نيز اين خواب دليل آن مىكند كه خداى تعالى نعمت خود بر تو و بر آل يعقوب تمام كند چنان كه بر پدرانت تمام كرد، ابراهيم و اسحاق و آنكه ايشان را برگزيد و دو پيغامبر [٣]مرسل كرد،آنگه گفت:
خداى محكم كار و داناست آنچه كند به حكمت و مصلحت كند.ابن اسحاق گفت:خداى تعالى هر فصلى [٤]و حالى از احوال يوسف[٤-ر]براى غرضى [٥]صحيح با رسول-عليه السّلام-حكايت كرد،و غرض از اين فصل [٦]آن بود [٧]تا رسول -عليه السّلام-متسلّى شود از كيد و حسد قوم او بر او كه پيش از اين برادران يوسف بر يوسف حسد بردند و با او كيد كردند.
قوله: لَقَدْ كٰانَ فِي يُوسُفَ وَ إِخْوَتِهِ آيٰاتٌ لِلسّٰائِلِينَ ،آنگه حقتعالى گفت:در يوسف و برادرانش آياتى و علاماتى و عبرتى و دلالاتى [٨]هست مر پرسندگان را.و برادران يوسف يازده بودند و نامهاى ايشان اين است:روبيل-و او برادر مهتر است [٩]- و شمعون،و لاعون [١٠]،و يهودا،و ريالون و يسجر و مادر او،ليّا-بنت ليان بود-و او دختر خالۀ [١١]يعقوب بود و چهار پسر ديگر او را آمدند [١٢]از دو سريّه [١٣]:نام يكى زلفه و نام يكى بلهه [١٤]،دان و تقتالى [١٥]و حاد [١٦].و اشر [١٧]آنگه ليّا را وفات آمد يعقوب خواهرش [١٨]راحيل [١٩]بزنى كرد از او يوسف آمد او را و بنيامين.پس جمله فرزندان
[١] .قم:گفتند.
[٢] .آو،بم،آز،آب،آج،لب،اين جا قريب يك سطر افتادگى دارد.
[٣] .بم:پيغمبر.
[٤] .بم،آج،لب:فضلى.
[٥] .آو،بم،آب،آز،آج،لب:غرض.
[٦] .بم،آج،لب:فضل.
[٧] .آو،بم،آب،آز،آج،لب:آن است.
[٨] .آج،لب:دلالتى.
[٩] .قم:بود.
[١٠] .همۀ نسخه بدلها:لاوى.
[١١] .آو،بم،آز،آب،آج،لب:خال.
[١٢] .آو،بم،آب،آز،آج،لب:آمد.
[١٣] .قم،آب،آز:سريت.
[١٤] .قم+بود و،آو،بم،آب،آز،آج،لب+و.
[١٧] [١٥] .كذا:در اساس و بسيارى از نسخه بدلها.
[١٦] .آج،لب:جاد.
[١٨] .جميع نسخه بدلها+را.
[١٩] .آو،بم،آب،آز،آج،لب+را.