فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٥٣ - مشكل رؤيت هلال رضا مختارى
روزه مىگيريم، و اگر تو نگيرى ما هم نمىگيريم». منصور به غلامش گفت: «سفره را بياور» و من با منصور غذا خوردم و قسم به خدا مىدانستم كه آن روز از ماه رمضان است. راوى به امام صادق(ع) با شگفتى عرض كرد: روزى از ماه رمضان را روزه نگرفتى و افطار كردى؟ حضرت فرمود: ... آرى قسم به خدا، افطار يك روز و گرفتن قضاى آن روزه برايم آسانتر از اين است كه گردنم را بزنند و خداى متعال عبادت نشود: «وكان إفطاري يوماً وقضاؤه أيسر عليّ من أن يضرب عنقي ولا يعبد اللّه» (١٤).
٣. شيخ صدوق در فقيه روايت كرده است از عيسى بن منصور كه وى گفت: در يومالشكّ خدمت حضرت صادق(ع) بودم. امام به غلامش فرمود: «غلام، برو ببين سلطان روزه گرفته است يا نه؟ غلام رفت و برگشت و گفت: سلطان روزه نگرفته است. امام غذا طلب كرد و با هم تناول كرديم (١٥).
٤. ابن سعد در طبقات آورده است:
هنگامى كه سعيد بن عاص از جانب عثمان والى كوفه بود، روزى در پايان ماه رمضان به مردم گفت: كدام يك از شما هلال را ديدهايد؟ مردم گفتند: ما نديديم؛ ولى هاشم بن عُتبة بن ابى وقّاص گفت: من هلال را ديدهام. سعيد بن عاص به وى گفت: با يك چشم بينا ، تنها تو از بين مردم ماه را ديدى! هاشم به سعيد گفت: مرا براى چشمم سرزنش مىكنى با اينكه چشمم در راه خدا چنين شده است!( چشم وى در واقعه يرموك آسيب ديده بود ) . فردا صبح، هاشم در منزلش افطار كرد و عيد گرفت و مردم نيز نزد او غذا خوردند. اين خبر به گوش سعيد بن عاص رسيد. آنگاه كسى را به دنبال هاشم فرستاد و او را كتك ، و خانهاش را آتش زد. (١٦)
(١٤) الكافى، ج ٤، ص ٨٢ ـ ٨٣ ؛ تهذيب الأحكام، ج ٤، ص ٣١٧، ح ٩٦٥ ؛ الوافى، ج ١١، ص ١٥٧ ـ ١٥٨، ح ١٠٥٩٨ ـ ١٠٦٠٠ ؛ وسائل الشيعه، ج ١٠، ص ١٣١ ـ ١٣٣، ح ١٣٠٣٤ ـ ١٣٠٣٦.
(١٥) الفقيه، ج ٢، ص ١٢٧، ح ١٩٢٦؛ وسائل الشيعة، ج ١٠، ص ١٣١، ح ١٣٠٣١.
(١٦) ظاهراً به دليل مخالفت با والى در عيد گرفتن، خانهاش را آتش زد .