فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٢٩ - باز هم رؤيت هلال با چشم مسلّح رضا مختارى
شكلگيرى آن است و گرنه «هلال» شب دوم ملاك شروع ماه نيست. اكنون مىپرسيم: هلالى كه ملاك شروع ماه است آيا هلالى است كه با چشم عادى قابل رؤيت است يا مسلّح يا اعم از آن؟ يعنى حتى اگر هلال با چشم مسلّح نيز قابل رؤيتنباشد باز هم ملاك شروع ماه و موضوع حكم است؟ اگر قسم دوم را اختيار كنيد، مىگوييم: اساساً هلال يعنى نور قابل رؤيت، و اگر هلال حتى با چشم مسلّح و بدون هيچ مانعى قابل رؤيت نباشد، اصلاً هلال نيست، (٣٦)ـ نه اين كه هلال است اما ديده نمىشود ـ و «هلال غير قابل رؤيت حتى با چشم مسلّح و بدون موانع» فقط يك مفهوم است و مصداق ندارد. پس حتماً بايد شق اوّل را پذيرفت، يعنى بگوييم: هلالى كه ملاك شروع ماه است هلالى است كه يا با چشم عادى يا با چشم مسلّح قابل رؤيت باشد. اكنون مىگوييم: «قابليت رؤيت با چشم عادى» موضوعى و منزلى از منازل ما، و «قابليت رؤيت با چشم مسلّح » موضوع و منزل ديگرى از منازل ماه است، و ذوالطريق و ملاك شروع ماه ـ ثبوتاً ـ نمىتواند هر دو، يا فقط «قابليت رؤيت با چشم مسلّح » باشد ـ به برهانى كه در بند ٧ اين مقاله گذشت ـ به ناچار «قابليت رؤيت با چشم عادى» ذوالطريق و موضوع حكم و ملاك شروع ماه خواهد بود.
شش)
از نظر عرف، يك حدّ معيّن را حدّ ترخّص مىگويند... امّا در اينجا يك تحديد واقعى وجود دارد، يعنى ماه يك شروع و ختم و پايانى در هر ٢٩ يا ٣٠ روز دارد كه يك امر تكوينى است و عنوان عرفى ندارد. به عبارت ديگر، در حدّ ترخّص حدّ يك عنوان عرفى دارد، اما در مسأله مورد بحث، ماه و هلال يك عنوان واقعى است.(همين شماره، ص٢٠٢)
پاسخ:اين كه بگوييم: «ماه عنوان عرفى ندارد» نادرست است. ماه هم يك امر تكوينى است و هم عنوان عرفى دارد ـ چنان كه در ابتداى اين نوشته گذشت ـ مگر امر تكوينى نمىتواند عنوان عرفى داشته باشد؟ ثانياً، همان طور كه ماه، امرى تكوينى و
(٣٦) دركتاب العين خليل و برخى از ديگر منابع لغوى در ماده «هلل» آمده است: «الهلال غُرّة القمر حتّى يُهلّه الناس في عزّه الشهر»، غرّة القمر يعنى يعنى پيشانى نورانى كره ماه و به عبارت ديگر نور پيشانى ماه.