فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٤٠ - قتل از روى ترحّم محمد على انصارى
بل التروك جميعها لايترتّب عليها ضمان إذا كان علّة التلف غيرها، و هي شرائط...» (٢٥).
نتيجه سخنان ايشان اين است كه هر فردى كه بتواند انسانى را از هلاكت نجات دهد ولى اين كار را نكند گناه كرده است، اما به دليل اصل برائت ذمّه او از ضمان، ضامن نيست و از اين قبيل است نجات ندادن چيز يا كسى كه در حال غرق شدن يا سوختن است ـ چه انسان باشد يا مال ديگرى ـ گرچه بر آن قدرت داشته باشد، بلكه بر همه انجام ندادنها ـ يعنى انجام ندادن كارهايى كه نجات انسان به آنها بستگى دارد ـ ضمان مترتّب نمىشود، البته اين در صورتى است كه علت تلف شدن چيز ديگرى غير از ترك فعلى است كه نجات بر آن مترتّب است و ترك نجات فقط به منزله شرط مرگ ـ تلف ـ مىباشد (٢٦).
بنابراين، نكتهاى كه فقيهان را به قول به عدم ضمان واداشته اين است كه علت اصلى مرگ همان است كه اوّل حادث شده است ـ خواه عامل انسانى باشد يا عامل ديگر ـ نه عدم
(٢٥) جواهر الكلام، ج٤٣، ص١٥٢.
(٢٦) مثلاً اگر كسى به ديگرى ماده سمى بخوراند و يا تزريق نمايد و فرد ديگرى كه بر نجات او قدرت داشته او را نجات ندهد، در اينجا علت مرگ خوراندن سم است كه فاعل اوّل انجام داده است. بله شرط تأثير آن علت، نجات ندادن شخص ديگر است، و عرفاً نسبت قتل به فرد اوّل داده مىشود نه به شخص دوم.