فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٩٠ - اعتبار ابزار جديد در رؤيت هلال محمّد جواد فاضل لنكرانى
نكته چهارم:كه بسيار مهمّ است، آن كه الفاظ را بايد بر معناى متعارف آن حمل كرد نه معنايى كه نادر و غيرمشهور است؛ امّا بين معناى متعارف و مصداق متعارف فرق وجود دارد. در بحث رؤيت هلال، مسأله استفاده از ابزار و وسائل، عنوان مصداق غير متعارف را دارد نه معناى غيرمتعارف. اساساً رابطه بين لفظ و معنا يك امر روشن و صحيحى است، امّا لغت و وضع نمىتواند رابطه ميان لفظ و مصداق يا فرد را تعيين كند؛ چه آنكه مصداق و فرد به مقام تطبيق مربوط است؛ و تطبيق امرى است عقلى كه به واضع يا عرف ارتباطى ندارد. بنابراين، خلط ميان معناى متعارف و مصداق متعارف، سبب اشتباه برخى گرديده است. در اينجا به برخى از نمونهها و مثالها اشاره مىنمايم:
نمونه اوّل:در «الطواف بالبيت صلاة» معناى متعارف، نماز عملى است، امّا معناى نادر آن دعا مىباشد؛ لذا نمىتوان گفت منظور از صلاة دراين حديث دعا است؛ بلكه تنزيل و تشبيه در همين معناى متعارف است. صاحب جواهر مىفرمايد: «والألفاظ إنّما تحمل على المعنى المتعارف لا النادر غير المشهور». (١٤)
نمونه دوّم:در مورد كسى كه صورت بزرگ و كشيدهاى دارد و به تعبير ديگر، صورت درازى دارد، صاحب جواهر(ره) مىفرمايد: «ويجب عليه الغسل من القصاص إلى الذقن وإن طال وجهه بحيث خرج عن المتعارف، لصدق اسم الوجه». (١٥)معلوم مىشود در مواردى كه معناى آن روشن است مصداق تأثيرى نداشته ومصاديق غير متعارف، در معناى لفظ تغييرى ايجاد نمىكند. البته در مورد معناى وجه، ممكن است كسى ادّعا كند كه مراد از آن، وجه متعارف است. به همين جهت صاحب جواهر(ره) فرموده است: «لاعبرة بالانزع ولا بالاغم». (١٦)در ادامه نيز بيان مىكند: «فيرجع كلّ منهما إلى الغالب في أكثر النّاس». علّت اين امر آن است كه مقصود از وجه همان معناى متعارف
(١٤) محمدحسن نجفى، جواهر الكلام، ج ١، ص ٢٢٢.
(١٥) همان، ج٢، ص١٤٧.
(١٦) همان.