فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٩٢ - اعتبار ابزار جديد در رؤيت هلال محمّد جواد فاضل لنكرانى
يقول: اللّه اكبر»؛ و يكى از ادلّه آن را متعارف و معهود از صاحب شرع قرار داده، امّا شواهد ديگرى نيز آورده است. (١٨)
نتيجه
اوّلاً:پس از روشن شدن اين كه ديدن با ابزار، عرفاً از مصاديق رؤيت است و درصدق رؤيت برآن ترديدى وجود ندارد، بايد گفت كه در روايات، كلمه «رؤيت» از جهت سبب اطلاق دارد.
ثانياً:قرينهاى براى انصراف نداريم و در نتيجه، اين انصراف به تنهايى نمىتواند مستند فقيه قرار گيرد. برخى تناسب حكم و موضوع را قرينه قرار دادهاند، ولى به نظر مىرسد به هيچ وجه نمىتوان ازراه مناسبت حكم و موضوع وارد شد؛ زيرا همانطور كه هلال با رؤيت با چشم معمولى تناسب دارد، با رؤيت به وسيله چشم مسلّح نيز متناسب است.
مصاديقى كه فقيهان موارد مطلق را بر فرد متعارف حمل نكردهاند. با بررسى موارد متعدّدى كه با وجود فرد متعارف، فقيهان بر غير آن حمل نمودهاند، به اين نكته مىرسيم كه چنين نيست كه در همه موارد، فقيهان اطلاق را بر فرد متعارف حمل كنند و تا قرينهاى در كار نباشد، نمىتوان چنين كرد.
١. صاحب جواهر(ره) در اين مسأله كه اگر صورت زنى مو داشته باشد، تخليل آن واجب نيست، از برخى عالمان اهل سنت كه معتقدند وجود مو بر شستن با تخليل دلالت دارد، نقل مىكند: شستن با تخليل بايد بر غالب و متعارف(مردها) حمل شود. بنابراين شامل چنين زنهايى نمىشود. ايشان اين قول را تضعيف نموده و فرموده است: «لما عرفت من العموم اللغوي فيه». (١٩)از اين رو با وجود عموم لغوى، مجالى براى انصراف باقى نمىماند.
٢. صاحب جواهر(ره) در اين بحث كه آيا مسح سر بايد با دست راست باشد ـ كه
(١٨) همان، ج ٩، ص ٢٠٥.
(١٩) همان، ج ٢، ص ١٥٩.