کاوش ها و چالش ها - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٢٢ - قرآن و افلاك نه  گانه بطلميوسى
مطرح كرده اند. در هر صورت اگر چه آنها فقط در حد احتمال پذيرفته اند، ولى كم كم مشهور شد كه مراد از «سماوات سبع» همان افلاك نه گانه است. در هر حال، از اين مسأله كه بگذريم، اشكال اساسى در اصل چنين تطبيقى است. قرآن هيچ كجا از افلاك نه گانه سخن به ميان نياورده و آسمان هاى هفت گانه نيز به آن نحوى كه قرآن مطرح مىكند به هيچ وجه بر افلاك نه گانه تطبيق نمىشود. خصوصياتى كه قرآن براى آسمان ها ذكر مىكند كاملا با خصوصياتى كه براى افلاك نه گانه گفته اند متفاوت است. يكى از تفاوت هاى بسيار روشن بين آسمانى كه قرآن توصيف مىكند با آسمانى كه هيأت بطلميوسى مىگويد، در «ثابت» يا «متحرك» بودن ستارگان است. فرضيه هيأت بطلميوسى اين بود كه هر يك از ستارگان در فلك خودشان ثابت و ميخ كوب هستند. آنان مىگفتند آنچه حركت مىكند خود فلك است نه ستارگان، و حركت ستارگان به تبع حركت افلاك است؛ نظير صفحه اى كه چند ستاره كاغذى را به آن سنجاق كنيد و سپس آن را به چرخش درآوريد؛ اين جا خود ستاره ها ثابتند و صفحه مىچرخد، و البته به تبع حركت صفحه، ستاره هاى سنجاق شده بر روى آن نيز مىچرخند. چنين تصويرى از ستارگان به هيچ وجه با توصيف قرآن از ستارگان سازگار نيست. قرآن فقط در دو جا تعبير «فَلَك» دارد و در هر دو جا تعبير به «شناور بودن» مىكند كه با حركت سازگارى دارد. در سوره انبيا مىفرمايد: هُوَ الَّذِى خَلَقَ اللَّيْلَ وَ النَّهَارَ وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ وَ كُلٌّ فِى فَلَك يَسْبَحُون[١]؛ و او است آن كسى كه شب و روز و خورشيد و ماه را پديد آورده است. هر كدام از اين دو در مدارى (معيّن) شناورند. در سوره «يس» نيز مىفرمايد: لاَ الشَّمْسُ يَنْبَغِى لَهَا أَنْ تُدْرِكَ الْقَمَرَ وَ لاَ اللَّيْلُ سَابِقُ النَّهارِ كُلٌّ فِى فَلَك يَسْبَحُونَ[٢]؛ نه
[١] انبياء (٢١)، ٣٣. [٢] يس (٣٦)، ٤٠.