کاوش ها و چالش ها - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٥٧ - مصلحت تسهيل
بايد به فكر مسايل بهداشتى باشند و ديگر به كسب و كار نمىرسند. در اين گونه موارد حكم به لزوم اجتناب از آن نمىكند، بلكه آن چيزى را مىگويد اجتناب از آن لازم است كه براى همه در شرايط عادى مضر باشد. بدين ترتيب ممكن است بعضى چيزها مضر هم باشد، اما چون مردم به زحمت مىافتند، نسبت به آنها زياد سخت گيرى نشود. اصطلاحاً اين را «مصلحت تسهيل» مىنامند.
بنابراين علاوه بر عامل شناخت صحيح مصالح و مفاسد، عوامل ديگرى مانند سهولت در مقام عمل نيز بايد در نظر گرفته شوند و آن گاه با جرح و تعديل هايى كه صورت مىگيرد قانونى وضع گردد. اين چيزى است كه ما قادر به تحليل و تعيين آن نيستيم. آن كس كه انسان را ساخته، بهتر از هر كس ديگر مىداند كه اين انسان در شرايط مختلف زندگى چه حد طاقت و تحمل دارد و تا چه اندازه اگر به او الزام شود به مصالح ديگرش لطمه نمىزند.
خلاصه اين كه گرچه مفاهيم حقوقى، اعتبارى هستند و مابه ازاى مشت پُركنى ندارند، اما مبتنى بر يك سلسله مصالح و مفاسد واقعى هستند كه در زندگى انسان ها تحقق پيدا مىكنند. چه بسا تصويب يك قانون موجب پيدايش هرج و مرج يا زمينه ساز برخى امراض روحى و روانى يا جسمى گردد. چه بسا يك قانون موجب تربيت نامناسب يا بى عاطفگى كودكان شود يا موجب گردد افراد، فاقد احساسات يا جنايت كار پرورش يابند. همه اينها عواملى است واقعى كه در عالَم خارج از ذهن تحقق پيدا مىكند. برآيند مجموع تأثير و تأثراتى كه بين اين عوامل و عناصر دخيل در اين فرمول برقرار است، در نظر گرفته مىشود، و مفهومى سمبليك به نام «حق» يا «قانون» (مفهوم حقوقى يا سياسى به حسب موارد مختلف) براى آن وضع مىشود.