کاوش ها و چالش ها - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٧٠ - پرسش و پاسخ
ممكن است؟ اگر علم و ايمان رابطه مثبت دارند، آيا اين رابطه از نوع تلازم است؛ يعنى هر كس علم دارد لزوماً ايمان هم دارد؟ يا اين كه ايمان چيزى بيش از علم است و علم لزوماً منجر به ايمان نمىشود؟ آيا ممكن است كسى علم به خدا و قيامت و معاد پيدا كند و با اين حال كافر باشد؟ رابطه ايمان با عمل چيست؟ آيا ايمان به تنهايى و بدون هيچ عملى مىتواند موجب سعادت انسان شود؟ آيا عمل جزيى از ايمان است يا امرى خارج از ايمان محسوب مىگردد؟ آيا ايمان يك درجه خاص و معيّن دارد؛ به نحوى كه داشتن يا نداشتن آن حد موجب ايمان يا كفر مىگردد و همه مؤمنان و كافران در درجه اى واحد از ايمان هستند يا اين كه ايمان و كفر مراتب دارند؟ اگر مراتب دارند آثار هر يك از اين مراتب چيست؟ آيا، به تعبير فلسفى، ايمان موجب تغيير جوهر وجود انسان مىشود يا يك امر عرَضى است و جوهر و ماهيت انسان را تغيير نمىدهد؟ به تعبير ديگر آيا مؤمن و كافر در جوهر انسانيت مشتركند و فقط در عرضى از عوارض با هم متفاوتند؟ اگر ايمان و كفر امر عرضى باشند نظير لباس زشت و زيبا خواهند بود كه فقط ظاهر انسان را تغيير مىدهند و در ذات و هويت او تأثيرى ندارند.
سؤالات مذكور، پرسش هايى بسيار جدى در بحث «ايمان» هستند كه برخى از آنها در گفته ها و نوشته هاى متداول در اين باره، صريحاً طرح مىگردد و درباره آنها بحث مىشود و برخى ديگر نيز كمتر مورد توجه و بررسى قرار مىگيرد. اميدواريم در جلسات آينده بتوانيم به مقدارى كه فرصت اجازه مىدهد درباره مهم ترين آنها بحث كنيم.
پرسش و پاسخ
پرسش: در سخنانتان اشاره كرديد كه مثلاً اگر بخواهيم بفهميم محتواى فيزيك چيست، بايد به درون فيزيك مراجعه كنيم؛ درحالى كه پرسش و بحث