کاوش ها و چالش ها - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٨٩ - اشكال اول بر اين نظريه
كردن بود، اشكالى ندارد. البته امروزه گرچه كسى صريحاً اين سخنان را نمىگويد، ولى عملا به آن معتقدند. به نام آزادى، به نام صلح و به نام حقوق بشر كارهايى مىكنند كه فطرت انسانى از آنها متنفر است. بالاترين جنايات را عليه بشريت انجام مىدهند، ولى نامش را طرفدارى از حقوق بشر مىگذارند. يكى از بارزترين نمونه هاى آن را مىتوان در فلسطين اشغالى مشاهده كرد. با اين كه چندين سال است كه بالاترين و زشت ترين جنايت ها در آن جا عليه بشريت انجام مىشود، با اين همه مىبينيم كه دولت هاى مقتدر دنيا كه مدّعى دفاع از حقوق بشر هستند و با همه دنيا بر سر اين مسأله مىستيزند، از اسراييل به طور كامل حمايت مىكنند. گرچه اينها در ظاهر مىگويند صلح خوب است و حقوق بشر محترم و مقدّم است، ولى اين سخنى است كه تنها به زبان مىگويند و در دل و در عمل به چنين چيزى معتقد نيستند.
اشكال اول بر اين نظريه
به هر حال اولين اشكال ما بر آنان اين است كه بر اساس اين تفكر كه همه بايدها و نبايدها و ارزش ها چه در زمينه حقوق (اعم از حقوق مدنى، حقوق كيفرى، حقوق بين الملل، حقوق تجارت و همه شاخه هاى ديگر) و چه در زمينه اخلاق و... تابع خواست و پسند و اراده و رأى مردم است، ما نمىتوانيم ارزش هاى ثابتى در كل دنيا داشته باشيم و توقع داشته باشيم كه همه مردم اين ارزش را از ما بپذيرند. اولين نتيجه اين مطلب نيز اين است كه بايد خط قرمزى روى اعلاميه حقوق بشر بكشيم. پس اين مطلب كه همه بايد حقوق بشر را بپذيرند چون ارزش هاى جهانى را در جهان مطرح مىكند، سخن گزافى است. مگر مبناى تفكر اينها اين نبود كه ارزش ها بر اساس خواست مردم است؟ بنابراين اگر مردمى به اين اعلاميه رأى ندادند و آن را نپسنديدند و