کاوش ها و چالش ها - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٨ - تأثير اختلاف مبانى در تعيين حقوق و تكاليف متقابل مردم و حكومت
تأثير اختلاف مبانى در تعيين حقوق و تكاليف متقابل مردم و حكومت
بنابراين، اختلاف مبنا در فلسفه سياست موجب مىشود كه حقوق و تكاليف مردم و دولت با هم تفاوت پيدا كند. بدون در نظر گرفتن اين اختلاف مبانى، نمىتوان اين بحث را مطرح كرد كه دولت چه حقى بر مردم دارد و در مقابل، چه تكليفى بر عهده دارد؛ به گونه اى كه هم بر اساس تفكر ليبراليست ها اين پاسخ صحيح باشد و هم بر اساس تفكر سوسياليست ها. اختلاف مبانى باعث اختلاف ديدگاه در اين مسأله مىشود. يكى مىگويد دولت جز براى تأمين امنيت و رفع هرج و مرج حق ندارد در امور جامعه دخالت كند، ولى ديگرى بر آن است كه نه تنها دولت مىتواند، بلكه از وظايف دولت است كه در بسيارى از امور دخالت كند. طبعاً وقتى بايدها و وظايف تغيير كرد، حقوق هم تغيير مىكند. اين جا است كه ما بايد نگرش خود را معيّن كنيم. آيا جامعه گرا هستيم يا فردگرا يا چيزى بين اين دو؟ به هر حال بايد مبناى خود را روشن كنيم؛ چون بر اساس آن مبنا است كه مىتوانيم پاسخ دهيم كه رابطه دولت با مردم چگونه بايد تنظيم شود.
مهم تر از اين اختلاف ها، اختلاف اسلام و مكاتب دينى با مكاتب سكولار است. در بينش دينى، دولت تنها براى تأمين امنيت و يا حتى علاوه بر آن، تأمين مصالح مادى مردم نيست، بلكه وظيفه اى مهم تر نيز بر عهده دارد و آن تأمين مصالح معنوى جامعه است. اهميت اين وظيفه به سبب ارتباط آن با حقيقت انسان، كه همانا روح او است، مىباشد. نتيجه تأمين مصالح معنوى، سعادت ابدى و بى نهايت است؛ از اين روى ارزش آن بى نهايت است. اما مصالح مادى، ارزشش محدود است؛ زيرا مربوط به همين زندگى موقت و محدود دنيا است.
پس دين مىگويد علاوه بر تأمين امنيت و عدالت و مصالح مادّى، بايد