کاوش ها و چالش ها - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٠٧ - ديدگاه  هاى ديگر در مورد متعلَّق ايمان
واقعى حضرت عيسى كسى است كه به پيامبر اسلام ايمان داشته باشد؛ چون خود حضرت عيسى يكى از مطالبى كه فرموده اين بوده كه پس از من پيامبرى به نام احمد خواهد آمد: مُبَشِّرًا بِرَسُول يَأْتِى مِنْ بِعْدِى اسْمُهُ أَحْمَد[١]. به اين ترتيب، انكار پيامبر اسلام، يعنى انكار سخن حضرت عيسى و نبوت آن حضرت. اگر كسى بگويد ايمان به حضرت عيسى دارم ولى ايمان به پيامبر اسلام نمىآورم، ايمان او به حضرت عيسى هم دروغ است؛ چون يكى از سخنان حضرت عيسى بشارت به ظهور پيامبر اسلام و اطاعت از او است. از همين رو است كه مىگوييم، ايمان به برخى پيامبران و انكار برخى ديگر، در واقع انكار همه انبيا است. قرآن نيز به همين دليل تأكيد مىكند كه: لاَ نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَد مِنْهُمْ. هم چنين به همين سبب است كه ما در اسلام، نه فقط اهانت به پيامبر اسلام(صلى الله عليه وآله) بلكه اهانت به هر كدام از پيامبران را موجب كفر و ارتداد مىدانيم.
ديدگاه هاى ديگر در مورد متعلَّق ايمان
همان گونه كه اشاره كرديم در مقابل اين تفسير از «متعلَّق ايمان» كه به روشنى از آيات قرآن استفاده مىشود، تفسير ديگرى كه از ايمان در زمان رواج ماركسيسم در ايران مىشد اين بود كه مىگفتند، آنچه مهم است اصل ايمان است؛ مهم اين كه انسان به ايده آل و هدفى ايمان داشته باشد و براى رسيدن به آن تلاش كند. انسان وقتى ايمان به هيچ هدف و ايده الى نداشته باشد، تلاش نمىكند و دچار خمودى و سكون مىشود. قرآن كه تأكيد بر ايمان داشتن مىكند فقط به همين دليل است كه انسان به تلاش و حركت بيفتد و براى رسيدن به آن ايده آلى كه در نظر گرفته نيروها و استعدادهاى خود را بارور كند.
البته آن روزها مىگفتند آن ايده آلى كه بهشت انسان در آن است جامعه
[١] صف (٦١)، ٦.