کاوش ها و چالش ها - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٢٤ - خلاصه بحث
عَلَيْكُمْ حَقّاً بِوِلايَةِ اَمْرِكُمْ وَ لَكُمْ عَلىَّ مِنَ الْحَقِّ مِثلُ الَّذى لى عَلَيْكُمْ[١]؛ خدا براى من بر شما حقى قرار داده، به عنوان اين كه ولىّ امر شما هستم، و حقى براى شما بر عهده من قرار داده، مثل آن حقى كه براى من قرار داده است. تعبير حضرت را ملاحظه كنيد. آن حضرت نمىفرمايد شما به من حقى داده ايد، بلكه مىفرمايد خدا قرار داده است؛ هم براى من حق قرار داده و هم براى شما. اين گونه نيست كه فقط براى حاكم حق قرار داده و مردم در مقابل او محكوم و فرمانبردار محض باشند، و نه برعكس. پس تعيين كننده حق، و متقابلا تعيين كننده تكليف، خداى متعال است. چون همان گونه كه در ابتداى اين سلسله مباحث توضيح داديم، وقتى براى يكى عليه ديگرى حقى تعيين مىشود، خود به خود براى آن ديگرى تكليفى به وجود خواهد آمد. وقتى حاكم حق دارد كه دستور بدهد، پس مردم مكلفند كه مطابق دستور او عمل كنند. در مواردى هم كه مردم حق دارند، حكومت مكلف است كه حق آنها را رعايت كند؛ چون حق و تكليف متوازن و متضايفند.
ادامه خطبه، بيان بسيار جالب و مفصلى است. اى كاش فرصتى مىبود كه خطبه را به قسمت هاى مختلف تقسيم مىكرديم و طى چند جلسه، هر بار بخشى از اين كلام مبارك را مرور مىكرديم. اين كلام نورانى حاوى مطالبى بسيار عالى و آموزنده، و مشتمل بر معارفى است كه حل كننده بسيارى از مسايل فلسفه اخلاق، فلسفه حقوق، فلسفه سياست و به طور كلى فلسفه هاى عملى مىباشد. به هر حال، در اين مجال چند سطر ديگر از اين خطبه را مرور مىكنيم:
ثُمَّ جَعَلَ سُبْحَانَهُ مِنْ حُقُوقِه حُقُوقاً ... اِفْتَرَضَها لِبَعْضِ النّاسِ عَلَى بَعْض؛ خداى متعال از آن جا كه حقوقى بر بندگان دارد، بر اساس حق خودش حقوقى را
[١] نهج البلاغه فيض الاسلام، خ ٢٠٧.