کاوش ها و چالش ها - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٠٢ - پرسش و پاسخ
وقت حكومت مىكردند، حكومت ايشان از جانب خداوند مشروعيت داشت؛ اما چه زمانى حجت بر آن حضرت تمام گرديد و واجب شد كه براى تحقق حكومت اسلامى قيام كند و حكومت اسلامى را تشكيل دهد؟ وقتى كه مردم حمايت كردند. تا مردم از ايشان حمايت نكرده بودند، حجت بر آن حضرت تمام نبود. معناى اين سخن كه، قبل از حمايت مردم حجت بر آن حضرت تمام نشده بود، اين است كه آن حضرت حق تشكيل حكومت داشت ولى تكليف واجب نداشت. بر اساس حقى كه خداوند به آن حضرت داده بود حكومت حق او و مشروعيت حكومت ايشان از طرف خدا بود، اما تا مردم بيعت نكردند بر ايشان واجب نبود كه حكومت تشكيل بدهند. وقتى مردم آمدند با آن حضرت بيعت كردند و قول دادند كه از ايشان حمايت كنند، آن وقت حجت بر آن حضرت تمام شد و اقدام به برپايى حكومت اسلامى بر ايشان واجب گرديد. حق حكومت ايشان و مشروعيت آن، از طرف مردم نيامده است، بلكه بر اساس ادله محكم و متعددى كه داريم، خدا اين حق را داده است؛ از جمله اين فرمايش پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله)كه فرمود: مَنْ كُنْتُ مَوْلاَهُ فَهَذَا عَلِىٌّ مَوْلاَهُ[١].
بنابراين حضرت امام(رحمه الله) هم وقتى مىفرمايد: «ميزان رأى مردم است» و چون مردم خواستند ما حكومت مىكنيم، يعنى چون مردم خواستند، حجت بر من تمام شده كه بيايم جان خودم را به خطر انداخته، مدت ها تبعيد و زندانى
[١] حديث متواتر غدير كه شيعه و سنى به طرق مختلف آن را نقل كرده اند كه آن حضرت دست على(عليه السلام) را گرفت و بالا برد و فرمود: هر كس كه من مولا و رهبر او هستم، پس على نيز مولا و رهبر او است.