کاوش ها و چالش ها - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٨٨ - مقدمه ايمان يقين منطقى يا يقين عرفى؟
اما ايمانى كه اسلام مىخواهد هر گز ايمان كوركورانه و از سر نفهمى و جهالت نيست. به عكس، اول بايد بفهميم و بشناسيم و بعد ايمان بياوريم. ايمان كوركورانه و جاهلانه هيچ ارزشى ندارد. ابتدا بايد تحصيل علم كرد و سپس تصميم به التزام گرفت.
مقدمه ايمان: يقين منطقى يا يقين عرفى؟
نكته اى كه در اين جا وجود دارد و تذكر آن لازم است اين است كه اين علمى كه مقدمه براى ايمان است و حصولش براى پيدايش ايمان لازم است «علم عرفى» است. توضيح اين كه:
يك اصطلاح علم كه در منطق به كار مىرود به اين معنا است كه انسان به يك واقعيت نفس الامرى يقين داشته باشد به نحوى كه اعتقاد صددرصد داشته باشد كه محال است غير از آن باشد؛ يعنى هيچ، حتى يك در ميليون هم، احتمال خلاف آن را ندهد. بسيارى از قضايا در رياضيات از اين قبيل هستند. يا مثلاً اين كه «جمع دو نقيض ممكن نيست» از همين سنخ قضايا است، و بسيارى قضاياى ديگر. اين اصطلاح، اصطلاحى خاص از علم است و منظور ما از علمى كه مقدمه ايمان قرار مىگيرد چنين علمى نيست. آن علمى كه در ايمان لازم است علمى است كه اصطلاحاً به آن «اطمينان» گفته مىشود. اطمينان يك حالت درونى و روانى است كه انسان ديگر دغدغه و اضطراب درونى و روحى نسبت به يك مطلب ندارد و آرامش خاطرى در مورد آن يافته است. گرچه برهان عقلىِ صدر در صد بر آن اقامه نشده و احتمال خلاف آن عقلا و به دقت فلسفى وجود دارد، اما احتمال خلافى بسيار ضعيف است كه نوع انسان ها و عرف، به آن اعتنايى نمىكنند و با وجود آن، نفْسشان قانع شده كه مطلب همان گونه است كه اعتقاد دارند. اين يقين، يقين فلسفى نيست، يقين عرفى است؛ يعنى همان معامله اى را كه فيلسوف با يقين فلسفى مىكند، عرف و