کاوش ها و چالش ها - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٠٣ - پرسش و پاسخ
شوم و حتى تا پاى دار بروم، ولى براى استقرار حكومت اسلامى اقدام كنم. بين ايشان و شهادت، چيزى فاصله نبود. خدا خواست كه رأى آنها عوض شود و ايشان را تبعيد كنند. ترسيدند كه با شهادت امام، شورش همگانى در كشور پديد آيد و نتوانند كنترل كنند، و گرنه تصميم حكومت اين بود كه ايشان را در همان روز پانزدهم خرداد به شهادت برسانند. ترس و وحشت آنان از آن جا ناشى مىشد كه مىديدند هنگامى كه امام سخن مىگويد، مردم او را يارى مىكنند. اگر مثل بعضى حركت هاى اصلاحى ديگر با سستى يا بى اعتنايى مردم روبه رو مىشد حجت بر او تمام نبود. (مانند آنچه كه در عراق بر سر مرحوم آية الله حكيم آوردند، كه ايشان هم حركتى را آغاز كردند اما عراقى ها حمايت نكردند و در نتيجه، حسن البكر و صدام مسلط شدند و ايشان هم خون دل خورد و دق كرد و از اين دنيا رحلت نمود. حجت بر او تمام نبود؛ چون مردم از او حمايت نكردند.) اما مردم شريف و عزيز اين مملكت به نداى امام پاسخ مثبت دادند، پس حجت بر او تمام شد.
نكته ديگرى كه در مورد اين فرمايش حضرت امام(رحمه الله) مىتوان به آن اشاره كرد اين است كه:
در علم منطق، دو نوع استدلال وجود دارد: يكى به نام «برهان» و ديگرى «جدل»، و هر دو نوع استدلال هم صحيح است، ليكن به تناسب بحث و موقعيت، گاهى از اين نوع و گاهى از آن نوع ديگر استفاده مىكنيم. در آيه شريفه: اُدْعُ اِلى سَبيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَ جادِلْهُمْ بِالَّتِى هِىَ أحْسَنُ[١]، مىفرمايد غير از حكمت و موعظه، جدال هم بايد كرد، امّا «بِالَّتى هىَ أحْسَنُ»؛ يعنى جدال يكى از شيوه هاى دعوت به سوى پروردگار است، اما بايد به
[١] نحل (١٦)، ١٢٥: (اى رسول ما) خلق را به حكمت و برهان و موعظه نيكو به راه خدا دعوت كن و با بهترين طريق (با اهل جدل) مناظره كن.