کاوش ها و چالش ها - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٩٠ - اشكال اول بر اين نظريه
سليقه اشان طور ديگرى بود، چه دليلى وجود دارد كه اين اعلاميه داراى ارزش جهانى است و بايد بر همه تحميل شود؟ وانگهى اگر روزى كسانى اين اعلاميه را پسنديدند و امضا كردند، ولى فردا نظرشان عوض شد، به چه دليل پيروى از اين اعلاميه را به ايشان تحميل مىكنيد؟ مگر اينان مدعى نبودند ارزش ها تابع خواست مردم است؟ بنابراين اگر زمانى دولتى تصميم گرفت و اعلاميه حقوق بشر را امضا كرد، ولى مدتى بعد از نظر خود برگشت و گفت ما پشيمان شديم و از اين به بعد ديگر قبول نمىكنيم، شما چه حقى داريد كه آن را محكوم كنيد و حتى مجازات هايى نيز برايش در نظر بگيريد؟
اشكال دوم
ثانياً: براساس اين بينش، شما بايد به مردم خودتان حق بدهيد كه بعد از مدتى، در هر زمانى رأيشان تغيير كرد، رأى آنها را محترم بشماريد؛ در حالى كه اين مسأله پى آمدهايى دارد كه هيچ كشور و هيچ دولتى به آن ملتزم نيست و هيچ يك از كسانى كه اعلاميه حقوق بشر را امضا كرده اند، نمىتوانند به آن پاى بند باشند. از جمله آن مسايل، يكى اين است كه اگر گروهى از مردم كشورى، اهل يك استان يا شهرى يا حتى اهل روستايى گفتند ما مىخواهيم مستقل زندگى كنيم و در مسايل سياسى، اجتماعى خود استقلال داشته باشيم، هيچ كشورى نبايد حق داشته باشد مانع آنها شود؛ چون خواست مردم است. اما آيا چنين چيزى عملا اجرا مىشود؟ بسيارى از جنگ هايى كه در بالكان و در نقاط ديگر دنيا واقع شده، به اين علّت است كه مردم آن مناطق مىگويند ما مىخواهيم مستقل باشيم. پس چرا مدعيان حاكميت بر اساس خواست مردم، به اراده اين مردم اعتنايى نمىكنند؟! هيچ دولتى، تا آن جا كه برايش امكان داشته باشد، اجازه نمىدهد كه بخشى از مردمش گرد هم آمده و يك دولت جديد تشكيل