کاوش ها و چالش ها - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٩٣ - جمع  بندى اشكالات اين نظريه
چرا كه اين عده به نام اقليت، اصل اين حكومت را نمىخواهند. ده درصد مردم مىگويند ما اصلا اين حكومت را نمىخواهيم، شما مىگوييد حقوقتان را در ضمن اين حكومت رعايت مىكنيم! اينها اساس اين حكومت را نمىخواهند. مگر اعتبار اين حكومت به رأى مردم نيست؟! مگر اين عده جزو همين مردم نيستند؟! اين اقليت هم ده درصد اين مردم هستند و مىگويند ما شما را نمىخواهيم، آن گاه شما با وعده و وعيد مىگوييد، ما به اقليت نيز احترام مىگذاريم، ولى حكومت بر اساس خواست اكثريت مىچرخد.
بنابراين در حكومت به شيوه دموكراسى، خواست اقليت بى پاسخ مىماند و پيروى اقليت از اكثريت، با حفظ اين مبنا كه ملاك خواست مردم است، توجيه منطقى ندارد. اگر اقليت گفتند ما اين حكومت را نمىخواهيم؛ و فرض اين است كه اعتبار اين حكومت به رأى مردم است، شما چه حقى داريد با آن مخالفت كنيد؟
اين اشكالات و امثال آن پاسخ منطقى ندارد و بر اين تئورى وارد است. آخرين جوابى كه مىدهند اين است كه ما راهى بهتر از اين نمىشناسيم و در تكامل تئورى حكومت و شكل آن، به اين جا رسيده ايم كه دموكراسى ليبرال بهترين شكل حكومت است.
جمع بندى اشكالات اين نظريه
در هر حال يك سرى اشكال و ايرادهاى منطقى در اين جا وجود دارد كه تا كنون بدون جواب مانده است. درباره نقد مبانى فكرى دموكراسى ليبرال، صدها كتاب به وسيله خود غربى ها نوشته شده است. اگر حكومتى بر مبناى چنين انديشه اى ايجاد شد، اين تناقضات در آن وجود دارد؛ از جمله اين كه بايد به اقليت ظلم كرد! با اين كه حقشان است كه اين حكومت را نخواهند، ولى