کاوش ها و چالش ها - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢١٨ - تعارض وحى با علم و عقل
آنچه در پاسخ شبهه قبلى گفتيم در اين جا نيز كارساز است. قرآن مىفرمايد، ما آن مطلبى را كه از ذات اقدس الهى صادر مىشود عيناً و بى هيچ زياد و كمى به قلب پيامبر مىرسانيم و آن حضرت نيز همان را عيناً و بى هيچ كم و زيادى براى مردم تلاوت مىكند و اگر در اين كار حتى يك حرف و يك كلمه بر ما ببندد رگ گردن او را قطع مىكنيم.
تعارض وحى با علم و عقل
شبهه ديگر در اين زمينه، مربوط به خود قرآن و محتواى آن است. مىگويند: ما وقتى به محتواى قرآن يا برخى روايات منقول از پيامبر مراجعه مىكنيم، با مطالبى مواجه مىشويم كه با علم يا عقل سازگار نيست. همين موارد نادرست و ناسازگار با علم و عقل، كافى است براى آن كه در مورد صحت تمامى آيات و روايات ترديد روا بداريم و نتوانيم به آنها «ايمان» بياوريم.
نظير اين شبهه از همان ابتداى اسلام نيز وجود داشته و از همان صدر اول، كسانى از شياطين جن و انس تلاش هاى زيادى كرده اند كه به طرق مختلف در صحت قرآن ترديد روا بدارند. يكى از اين راه ها كه در زمان خود امامان معصوم(عليهم السلام) نيز انجام مىشده، يافتن تناقض در بين آيات قرآن بوده است. مىخواسته اند از اين راه عدم اعتبار قرآن را اثبات كنند. شبيه اين كار را خود ما در مورد تورات و انجيل انجام مىدهيم. به خصوص در مورد اناجيل اربعه كه مثلاً مىگوييم، چيزى در انجيل «لوقا» هست كه خلاف و مناقض آن در انجيل «متا» يا «مرقِس» وجود دارد، پس معلوم مىشود به هيچ يك از آنها نمىتوان اعتماد كرد.
در هر حال كسانى در طول تاريخ سعى كرده اند ميان آيات قرآن چنين تناقضاتى را پيدا كنند و به گمان خودشان اعتبار آن را زير سؤال ببرند. امروزه