کاوش ها و چالش ها - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢١١ - رابطه پذيرش تاريخى انبيا و ايمان
قبول دارد و مىگويد دستوراتش به درد امروز نمىخورد و قابل اجرا نيست، آيا چنين كسى مسلمان است!؟ آيا چنين كسى ايمان به «ما انزل الله» و «كتبه» و «رسله» دارد و از جمله مؤمنانى است كه قرآن در وصف آنان مىفرمايد: وَ الْمُؤْمِنُونَ كُلٌّ ءَامَنَ بِاللَّهِ وَ كُتُبِهِ وَ رُسُلِهِ؟ اين عين كفر است. اين مقدار كه سهل است، حتى اگر «يك حكم» بلى «فقط يك حكم» از احكامى را كه يقين دارد پيامبر اسلام آورده انكار نمايد و قبول نكند، از جرگه «ايمان» خارج است. اگر ايمان به احكام از آن جهت است كه خدا گفته، مگر اين يكى را خدا نفرموده است؟ اگر عمل به بقيه، از اين باب بوده كه مطابق ميل و سليقه اش بوده است، اين خودپرستى و عين كفر است نه خداپرستى.
البته گاهى مطلبى براى انسان ثابت نمىشود كه اين حكم خدا است، و از احكامى است كه دليل قطعى ندارد و محل اختلاف فقهى است؛ آن بحث ديگرى است. بحث در اين است كه حكمى را يقين داشته باشيم خدا و پيامبر فرموده اند و با اين حال زير بار آن نرويم. اگر اين چنين باشد اين كفر است. لازم هم نيست كه آن حكم از احكام «وجوبى» يا «تحريمى» باشد بلكه هر حكمى باشد همين وضع را دارد. اگر يقين دارد كه فلان «نماز مستحبى» را واقعاً پيامبر دستور داده و با اين حال انكار كند و اين حكم را در حد همان «استحباب» نپذيرد قطعاً كافر است.
البته بايد توجه داشت كه بسيارى از اينها «كفر باطنى» است كه با «اسلام ظاهرى» قابل جمع است و از باب «قَالَتِ الاَْعْرَابُ ءَامَنَّا قُلْ بَلْ لَمْ تُؤْمِنُوا وَ لَكِنْ قُولُوا أَسْلَمْنَا وَ لَمَّا يَدْخُلِ الاْيِمَانُ فِى قُلُوبِكُمْ» مىباشد. اسلام ظاهرى كه در اين آيه هم بدان اشاره شده چيزى است كه با شهادتين، گرچه ظاهرى و صورى باشد، حاصل مىشود و بسيارى از احكام اسلام بر آن بار مىشود. چنين اسلامى، منشأ طهارت بدن مىگردد، مىتوان زن مسلمانى را به عقد او درآورد