کاوش ها و چالش ها - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٥٦ - ايمان، محور اصلى دعوت انبيا
مىكرده اند؟ آيا همه انبيا محور واحدى را براى دعوت خود مطرح كرده اند يا هر كدام داراى هدفى خاص بوده اند و بين اهداف انبيا و دعوت هاى آنان تطابق و تلازمى وجود نداشته است؟
پيدايش اين جريان تاريخى، براى كسانى كه گرايش هاى مادى گرايانه و ماترياليستى دارند و فلسفه تاريخ را بر اساس «ماترياليسم تاريخى» تبيين مىكنند، تفسير خاص خود را دارد. شايد شما نيز به ياد داشته باشيد كه پيش از انقلاب، برخى گروه هاى ماركسيستى كه در كشور ما وجود داشتند پيدايش انبيا و دعوت آنان را چگونه تفسير مىكردند. آنان براى تاريخ مراحل خاصى قايل بودند و جوهر همه حركت هاى تاريخى را تضاد مىدانستند. بر اين اساس، منشأ پيدايش انبيا در صحنه تاريخ را نيز نوعى تضاد طبقاتى معرفى مىكردند.
اما از اين گونه تفسيرهاى جامعه شناسانه و فلسفه هاى تاريخِ مبتنى بر ماده گرايى (ماترياليسم) كه بگذريم و به خود منابع دينى (به ويژه قرآن و رواياتى كه در تفسير قرآن وارد شده) مراجعه كنيم و از آنها بخواهيم كه جريان پيدايش انبيا را براى ما توضيح دهند و تفسير كنند و محور دعوت آنها را مشخص نمايند، به نتايجى مىرسيم كه با نتايج ارايه شده از سوى جامعه شناسان و فيلسوفان تاريخ به كلى متفاوت است.
ايمان، محور اصلى دعوت انبيا
آنچه كه از منابع دينى و به خصوص قرآن كريم استفاده مىشود اين است كه محور دعوت انبيا مسأله «ايمان» است. بر همين اساس است كه در فرهنگ دينى ما مفهوم «ايمان» و «كفر» شكل گرفته است. اجابت دعوت انبيا را «ايمان» و پيروان انبيا را «مؤمن» ناميده اند. «مؤمن» از نظر ادبيات عرب، اسم فاعل و به معناى كسى است كه داراى «ايمان» مىباشد. در مقابل، كسانى كه با