کاوش ها و چالش ها - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٥٧ - ايمان، محور اصلى دعوت انبيا
انبيا ستيز مىكرده اند و دعوت آنان را انكار مىنموده اند، كافر نام گرفته اند. «كفر» به معناى «پوشاندن»، و «كافر» كسى است كه حقيقت را مىپوشاند.
در يك مثال رياضى و به شكلى ساده، مىتوانيم مجموع دعوت هاى انبيا در طول تاريخ را در قالب يك جريان تاريخى، به صورت «محورهاى مختصات» در نظر بگيريم. در اين تصوير و تشبيه، تمامى احكام، قوانين و مقرراتى كه انبيا عرضه كرده اند روى محور Xها ترسيم مىشود. محور عمودى (محور Yها) جايى است كه محور اصلى اين مجموعه معارف، احكام و قوانين و مقررات مشخص مىشود. اين محور را با نام «ايمان» مشخص مىكنيم. پس به طور خلاصه، محور Xها را محور معارف، و محور Yها را محور ايمان در نظر گرفتيم. اكنون Yهاى مثبت را «ايمان» و Yهاى منفى را عدم ايمان يا «كفر» مىناميم. كسانى كه دعوت انبيا را پذيرفته اند و به دستورات آنان عمل كرده اند، روى محور Yها و در جهت مثبت پيش رفته اند و ترقى هايى كرده اند و كمالاتى به دست آورده اند. ميزان پيشرفت هر كس روى اين محور در واقع نشان دهنده ميزان تكامل او است و طبعاً هر چه كه انسان بيشتر روى اين محور پيشرفت كند كامل تر خواهد بود. به عبارت ديگر، انسان هنگامى كه متولد مىشود در مركز محورهاى مختصات، يعنى نقطه O(محل تلاقى محور Xها و محور Yها) ايستاده و انسانيتش «بالقوه» است. دست خلقت، زمينه هايى براى رشد و كمال در او به وديعه نهاده، اما شكوفايى و به «فعليت» رسيدن آنها در گرو اراده و حركت خود انسان است. البته متقابلا نيز مىتواند با استفاده از اين زمينه ها، به جاى ترقى و كمال، سير نزولى و سقوط را در پيش بگيرد و از نقطه Oدر جهت منفى محور Yها حركت كند. اين، حركتِ قهقرايى و ضدانسانى و ضدتكاملى است.
در هر صورت، به اين ترتيب مىتوانيم يك محور كلى به نام «محور ايمان