کاوش ها و چالش ها - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٠٨ - ديدگاه  هاى ديگر در مورد متعلَّق ايمان
بى طبقه سوسياليستى و كمونيستى است، امروزه مىگويند آن ايده آل، جامعه ليبرالى و دموكراسى ليبرال است، و ايمان به چنين جامعه اى و تلاش براى رسيدن به آن را تبليغ مىكنند؛ ايمان به اين كه منشأ همه چيز اراده خود انسان ها و مردم است و غير از خود مردم و انسان ها هيچ كس و هيچ چيز حتى خدا نبايد در سرنوشت آنها دخالت كند و برايشان تكليف معيّن بدارد. در هر حال اين يك نوع تفسير از ايمان است كه ١٨٠ درجه در مقابل آن چيزى است كه از قرآن فهميده مىشود و به نظر مىرسد بطلان آن روشن تر از آفتاب است و نياز به بحث بيشترى ندارد.
گروه ديگرى معتقدند كه «متعلَّق ايمان» هر چيزى نمىتواند باشد، بلكه متعلَّق آن «خدا و پيامبر» است، اما ايمان به پيامبر خاصى لازم نيست و ايمان به هر يك از انبيا كافى است. هر يك از انبيا يك «صراط مستقيم» هستند و ايمان به هر يك از اين «صراط هاى مستقيم» براى نيل به سعادت كافى است.
با بررسى قرآن معلوم شد كه اين نظر نيز باطل است. از نظر قرآن ايمان به «همه انبيا» لازم است و ايمان به بعضى و كفر به برخى ديگر از آنان كفر حقيقى است: أُوْلَئِكَ هُمُ الْكَافِرُونَ حَقَاً. معناى اين سخن كه، هر يك از انبيا «صراط مستقيم» هستند، اين است كه اگر فقط به يكى از آنها ايمان بياوريد و بقيه را كنار بگذاريد مشكلى ندارد و به هدايت دست يافته ايد؛ در حالى كه از ديدگاه قرآن اگر همه انبيا را هم قبول كنيد و به آنان ايمان بياوريد و فقط يكى را منكر شويد در راه باطل و مسير كفر قدم گذاشته ايد: ...وَ الْمُؤْمِنُونَ كُلٌّ ءَامَنَ بِاللَّهِ وَ مَلَئِكتِهِ وَ كُتُبِهِ وَ رُسُلِهِ لاَ نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَد مِنْ رُسُلِهِ[١]؛ ...و مؤمنان همگى به خدا و فرشتگان و كتاب ها و فرستادگانش ايمان آورده اند [ و گفتند: ] «ميان هيچ يك از فرشتگانش فرق نمىگذاريم.»
[١] بقره (٢)، ٢٥٨.