کاوش ها و چالش ها - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٢٥ - قرآن و افلاك نه  گانه بطلميوسى
اين چنين سخن گفته است؟! اينها كه همه بر خلاف هيأت بطلميوسى است. در آن زمان هيچ فرضيه اى مبنى بر اين كه ستاره اى در فلكى شناور باشد، وجود نداشت. علم نجوم امروز هم به چيزى دست نيافته كه آيا آنچه محيط بر همه اين ستارگان و سيارات است چيست و در وراى آنها چه چيزى وجود دارد. هر از چند گاه شاهد كشف كهكشهان يا ستاره اى جديد هستيم كه گاهى ميلياردها سال نورى با ما فاصله دارد و به گفته قرآن همه اينها مادون آسمان اول هستند. اين كه خود آسمان اول چيست و آسمان هاى شش گانه ديگر چه وضعى دارند، قرآن از آن خبرى نداده و هيچ علمى هم تا به حال نتوانسته اينها را كشف كند و ممكن است تا ابد هم نتواند كشف كند. بلى، آن تفسيرى كه برخى از علماى اسلام و ديگران از اين آيات كرده اند كه خواسته اند آسمان هاى هفت گانه را بر افلاك نه گانه تطبيق كنند، درس و عبرتى براى ما است كه زود در صدد بر نياييم يك تئورى علمى را بر قرآن تطبيق كنيم. برخى مسلمانان براى تبيلغ اسلام و دفاع از آن، تا يك نظريه و فرضيه علمى در جايى داده مىشود سعى مىكنند با تأويل و تفسيرهايى بين آيات قرآن و آن نظريه رابطه اى برقرار كنند و بگويند قرآن هم همين را قبلا گفته و اين را معجزه قرآن قلمداد كنند. اين كار، علم زدگى است. براى چنين تطبيق هايى بايد دقت و وسواس لازم و كافى را به خرج داد و بى جهت از كيسه قرآن خرج نكرد. يكى از علماى بزرگ مصر به نام طنطاوى تفسيرى به نام «جواهر القرآن» نوشته و سعى كرده فرضيات جديد علمى را با آيات قرآن تطبيق بدهد كه در اين راه گاهى تفسير و تأويل هاى بسيار عجيب و غريبى مرتكب شده است. به هر حال اين قبيل كارها درست نيست و تا مؤيّدات روشن و قطعى به دست نياورده ايم، نبايد از قرآن مايه بگذاريم و خلاصه بايد با احتياط تمام رفتار كنيم. در اكثر اين گونه موارد انسان به چيزى بيش از ظن و احتمال نمىرسد و معمولاً يقين به اين كه