کاوش ها و چالش ها - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٩٤ - حكومت، مردم، و رابطه آن دو در تفكر اسلامى
به آنها تحميل مىكنند. اين مبنا اقتضا مىكند كه اگر فردا رأى مردم نسبت به منتخبان خود تغيير كند، اعتبار داشته باشد؛ اگر امروز يك رييس جمهور انتخاب كردند و فردا گفتند نمىخواهيم، بايد به آن اهميت بدهند؛ چون رأى، رأى مردم و خواست آنان است. اما آيا چنين چيزى ممكن است؟ بديهى است كه هيچ كس چنين كارى نمىكند؛ زيرا در اين صورت حكومت نوسانات زيادى پيدا خواهد كرد و به طور دايم راجع به هر چيزى بايد در حال رفراندوم باشند كه آيا مردم مىخواهند يا نمىخواهند.
شايد گفته شود نمايندگان مردم مىآيند و رأى مىدهند و قانون وضع مىكنند. اشكال اين است كه خود نمايندگان ممكن است تغيير رأى بدهند. نمايندگان امروز چيزى را تصويب مىكنند، و بسيار پيش مىآيد كه بعد رأيشان عوض مىشود. قانون به همين آسانى تغيير پيدا مىكند. علاوه بر اين كه اصل اشكال اين است كه اگر مردم فردا اين نمايندگان و قانون وضع شده به وسيله آنها را نخواهند چه بايد كرد؟
اين اشكالات مبنايى در اين تفكر وجود دارد و پاسخ منطقى هم ندارد. در اين جا رابطه بين مردم و حكومت در موارد متعددى رابطه ظالم و مظلوم است. حتى بر اساس خود اين تفكر، در موارد زيادى حق مردم به آنان داده نمىشود و به رأى و نظر آنان ترتيب اثر نمىدهند. در برخى موارد حتى كار به ظلم هاى بسيار فجيع منجر مىشود[١].
حكومت، مردم، و رابطه آن دو در تفكر اسلامى
اما براساس تفكر اسلامى، اساس حقوق، قانون و ارزش ها مصالح واقعى
[١] چندى پيش در خبرها آمده بود كه يك فرقه مذهبى در امريكا بر اساس آيين خود دست به خودكشى و خودسوزى زده اند؛ ولى بعداً معلوم شد كه اين كار از طرف دولت انجام شده است و آنها را در يك آتش سوزى تعمّدى سوزانده اند.