کاوش ها و چالش ها - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٦٩ - مطالعه توصيفى رابطه متقابل مردم و حكومت در اسلام
است. گاهى تا حدى به اسلام نزديك بوده و گاهى صد در صد ضدّ اسلام بوده است. در هر صورت اين بحث تاريخى براى مقصودى كه فعلا در پى آن هستيم فايده چندانى ندارد. آنچه كه ممكن است در اين شيوه تاريخى، براى ما مفيد واقع گردد، بررسى چند نمونه از حكومت هايى است كه ما آنها را حكومت اسلامى مىدانيم و مىتوان به عنوان منبعى مناسب براى شناخت نظريه اسلام به آنها استناد كرد. نمونه واضح آن، حكومت اميرالمؤمنين على(عليه السلام) است. چه خوب است امسال كه سال على(عليه السلام) و رفتار علوى است، كسانى ويژگى هاى حكومت على(عليه السلام) را شناسايى و بررسى كنند و حاصل آن بررسى ها را به صورت مقالات يا بحث و تحقيق به جامعه ارايه كنند. البته بايد نوآورى در تحقيق و پرهيز از تكرار مكررات و بازنويسى نوشته هاى قبلى، و نيز توجه به نيازمندى ها، به ويژه مسايلى كه امروز مورد حاجت ما است، رعايت گردد. بايد سعى كنيم از لابه لاى سيره اميرالمؤمنين(عليه السلام) به اين سؤال امروز جامعه پاسخ دهيم كه چگونه بايد حكومت كرد، چگونه بايد با مردم رفتار كرد و مردم چگونه بايد روابطشان را با حكومت تنظيم كنند. زمانى كه امام(رحمه الله) در پاريس تشريف داشتند، خبرنگاران خارجى زيادى به خدمتشان مىرفتند و سؤال مىكردند: ماهيت حكومتى كه شما مىخواهيد تشكيل دهيد چيست؟ امام(رحمه الله) مىفرمود، مدل حكومت ما حكومت اسلامى است. سؤال مىكردند، حكومت اسلامى يعنى چه؟ چگونه بايد باشد؟ چه الگويى داريد؟ امام(رحمه الله) مىفرمود الگوى حكومت ما، حكومت اميرالمؤمنين(عليه السلام) است. از آن جهت كه شخصيت على(عليه السلام) در بين تمام جوامع و اقوام عالم، با هر مذهب و قوميّتى، شناخته شده است و هر كسى چيزى از زندگى و رفتار على(عليه السلام) و عدالت آن حضرت به گوشش خورده، امام(رحمه الله) مىفرمود الگوى حكومت ما حكومت على(عليه السلام) است. اين كه امام(رحمه الله) چه اندازه توانست اين الگو را در