کاوش ها و چالش ها - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٨٩ - مقدمه ايمان يقين منطقى يا يقين عرفى؟
نوع مردم نسبت به «اطمينان» مىكنند. «اطمينان» از نظر فلسفى و دقت عقلى، يك ظنّ بسيار قوى و با احتمال خلاف بسيار كم است. به عبارت ديگر، برخى مطالب در ذهن ما هنوز حالت خلجان و نوسان دارد و سكون و آرامش خاصى در نفس و ذهن خود نسبت به آنها احساس نمىكنيم، و برخى ديگر اين گونه نيستند و ذهن در مورد آنها با خاطر آسوده، اعتقادى را پذيرفته است. مثالى مىزنيم تا مطلب روشن تر شود:
فرض كنيد شما صبح از منزل خارج شده ايد و به محل كار يا جاى ديگرى رفته ايد. پس از چند ساعت، دوباره قصد مراجعت به منزل مىكنيد. اين جا اگر از شما بپرسند آيا يقين داريد كه منزلتان صحيح و سالم سر جايش هست كه مىخواهيد به آن باز گرديد، شما با هيچ برهان عقلى و رياضى نمىتوانيد اين مطلب را اثبات كنيد. شايد خداى ناكرده حادثه اى اتفاق افتاده باشد و منزل شما به كلى از بين رفته باشد. چنين احتمالى عقلا قابل نفى نيست. اما شما هر روز بدون اعتنا به چنين احتمالى، با آرامش خاطر از اين كه خانه اتان در جاى خود هست به منزل مراجعه مىكنيد. اصولا بسيارى از كارها و امور در عرف عقلايى و جارى مردم و جامعه بر اساس همين «اطمينان» و «يقين عرفى» انجام مىشود و با اين كه يقين فلسفى و صد در صد وجود ندارد، اما عُقَلا بدون اعتنا به احتمال خلاف، آثار علم و يقين را مترتب مىكنند.
اكنون در مورد ايمان مىگوييم، علمى كه مقدمه ايمان است همين علم عرفى و «اطمينان» است و ضرورت ندارد حتماً به يقين فلسفى ـ يقينى كه احتمال خلافش صد در صد محال است ـ برسيم؛ مثل اين كه يقين داريم كه ٢ ضرب در ٢ محال است غير از ٤ بشود. يقين فلسفى در مورد ايمان، براى اولياء الله و كسانى مثل اميرالمؤمنين(عليه السلام) حاصل مىشود. اين يقين بسيار نادر است، ولى مراتب نازل ترش و شبيه آن، براى برخى افراد پيدا مىشود. از همين جا است كه بحث مراتب ايمان مطرح مىشود.