کاوش ها و چالش ها - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٧٧ - تلازم ايمان با شك و جهل؟!
وجود دارد: «لَقَدْ عَلِمْتَ»؛ يعنى اى فرعون! تو حتماً حتماً مىدانى و «علم» دارى كه اين معجزات را جز پروردگار آسمان ها و زمين نازل نكرده است. بنابراين به نص قرآن، فرعون علم به وجود پروردگار دارد و حتى مىداند كه اين معجزات را نيز او فرستاده است؛ اما در عين حال كافر است. كفرش نيز تا آخرين لحظه ادامه داشت و فقط هنگامى كه در حال غرق شدن بودن و برايش قطعى شد كه راه نجات ندارد، براى فرار از مرگ و نجات جانش ايمان آورد، كه البته پذيرفته نشد. پس بر اساس صريح آيه قرآن، فرعون با اين كه هم خدا را مىشناسد، هم مىداند اينها معجزات او هستند و موسى(عليه السلام) نيز فرستاده او است، ولى باز هم كافر است. هم به «توحيد» و هم به «نبوت» علم دارد، ولى با اين همه «ايمان» به آنها نياورده است.
شاهد ديگر، باز در مورد فرعونيان است. قرآن مىفرمايد: وَ جَحَدُوا بِهَا وَاسْتَيْقَنَتْهَا أَنْفُسُهُمْ...[١]؛ و با آن كه دل هايشان بدان يقين داشت، آن را انكار كردند. يقين داشتند كه اين معجزات، آيات و نشانه هاى الهى است و موسى(عليه السلام) پيامبر خدا است و ذهن و عقلشان به اين مسأله تصديق داشت، اما قلب و دلشان به آن ايمان و باور نداشت.
بنابراين با مراجعه به قرآن كريم كاملا روشن است كه علم و ايمان نه يك چيزند و نه با يكديگر ملازمه دارند كه هر جا علم بود، حتماً ايمان هم وجود داشته باشد.
تلازم ايمان با شك و جهل؟!
برخى ديگر، نقطه مقابل اين تعريف را كه علم و ايمان را مساوى يكديگر مىداند، گرفته و گفته اند اصلا ايمان در جايى مطرح مىشود كه علم نباشد.
[١] نمل (٢٧)، ١٤.