کاوش ها و چالش ها - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٣٢ - پاسخ اين شبهه
يا مثلاً مىگويند در برخى روايات كه تعبير شيطان به كار رفته اشاره به ميكروب است؛ ولى چون عرب و بشر آن روز نمىفهميده و نمىدانسته كه «ميكروب» چيست، از تعبير شيطان كه رايج بوده استفاده شده است.
در هر حال اين قبيل موارد را باز مىگويند دليل است بر اين كه قرآن در صدد بيان حقيقت و واقعيت نيست. قرآن در پى افاده مقصود و محتوا است و در اين راه ممكن است از تعابير و جملاتى استفاده كند كه اصل و اساس واقعى ندارد، ولى به هر حال مقصود را كه افاده معنا به مخاطب است، حاصل مىكند.
پاسخ اين شبهه
در پاسخ بايد بگوييم: وجود چنين تعبيراتى در قرآن موجب نقص و ضعف آن نيست. اين يك شيوه ادبى است كه در ادبيات و در همه زبان ها امرى رايج است و اگر در جاى خود به درستى استفاده شود از «صنايع ادبى» است كه موجب امتياز و حُسن كلام مىگردد. گاهى يك تعبير كنايى، استعاره، مجاز، ضرب المثل، داستان و مانند آنها چنان در انتقال پيام و مطلب به مخاطب مؤثر است كه يك ساعت سخنرانى چنان تأثيرى ندارد. همان گونه كه اشاره كرديم در عرف محاوره و ادبيات، وقتى چنين تعبيراتى به كار مىرود، قصد گوينده آن نيست كه بر اصل ماجرايى كه اين لفظ، تعبير يا ضرب المثل از آن گرفته شده، صحّه بگذارد؛ همان گونه كه در صدد نفى آن نيز نيست. منظور انتقال يك پيام خاص از طريق اين لفظ يا ضرب المثل است، نه بيش از آن. در بسيارى از موارد، متكلم به هنگام به كار بردن اين گونه تعبيرها اصلا به اصل و ريشه آن توجه ندارد و از آن غافل است؛ چون به كار او نمىآيد و ضرر و نفعى به حال كلام او ندارد. قرآن نيز بر همين منوال مشى كرده است. خداوند گاهى كه مىخواسته مطلبى را به مردم بفهماند، از همان ضرب المثل رايج و داير بين آنها