کاوش ها و چالش ها - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٥٢ - پرسش و پاسخ
معناى اول كه بطلان آن واضح است و قطعاً موردنظر پرسش گر محترم نيست. اما اگر منظور، دموكراسى در چهارچوب ارزش هاى اسلامى است اين همان چيزى است كه در قانون اساسى ما وجود دارد و بنا هم هست كه دقيقاً به همين صورت عمل شود. البته اين كه در يك گوشه اى از مملكت عمل شده و يا در برخى موارد تخلفى شده است، اين حرف ها در سراسر جهان مطرح است. همان طور كه قبلا اشاره كرديم، حقيقت اين است كه دموكراسى واقعى در هيچ كجاى دنيا وجود ندارد. چندى پيش در روزنامه ها منتشر شده بود كه نويسنده اى در مصر نوشته بود كه دموكراسى واقعى در دنيا فقط در يك كشور وجود دارد، و آن هم ايران است.
به هر حال، دموكراسى در چهارچوب ارزش هاى اسلامى در قانون اساسى ما و نيز روش حكومتى حضرت امام(رحمه الله)وجود داشته و دارد. مردم حق دارند نمايندگانى را براى مجلس شوراى اسلامى، مجلس خبرگان و ساير موارد انتخاب كنند و يا فردى را به رياست جمهورى برگزينند. اما اگر منظور از دموكراسى آن معناى قبلى باشد، كه حتى اگر خواستند بتوانند احكام اسلام را هم نسخ كنند و به قول آن آقا، عليه خدا هم تظاهرات كنند، اين معنى با اسلام منافات دارد. چه كسى گفته است كه كه چنين حكومتى بهتر از حكومت جمهورى اسلامى ايران است؟ آيا آن حكومتى كه در هر سالى ٣٠ هزار نفر در اثر جرم و جنايت در آن كشته مىشوند، از حكومت جمهورى اسلامى بهتر است؟ اين آمارى است كه خود دولت آمريكا داده است كه هر سال بيش از ٣٠ هزار نفر در اثر جنايت كُشته مىشوند. مفاسد اخلاقى و ناهنجارى هاى اجتماعى ناشى از اباحى گرىِ دموكراسى غربى، همه دنيا و خود مردم آمريكا را به ستوه آورده است. فرياد خود آنها، دانشمندان، مصلحان، نمايندگان مجلس و سناتورهايشان، بلند است و فساد، متلاشى شدن خانواده ها، بچه هاى بى