کاوش ها و چالش ها - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٥٣ - پرسش و پاسخ
سرپرست كه در خيابان ها رها مىشوند و هزاران مصيبت ديگر فغان آنان را بلند كرده است. آيا اين نظام از نظام جمهورى اسلامى ايران خيلى بهتر است؟
پرسش: اين كه خداوند كريم فرمودند، اگر نبى اكرم(صلى الله عليه وآله) خارج از فرمان ايشان عمل كنند قاطعانه با او برخورد نموده و رگ حياتش را قطع مىكنيم، اين تهديد قانونى در حقيقت نشانى از شئونات حكومت حق تعالى است. اكنون با توجه به اين كه حكومت اسلامى حكومت حق است، پس چرا وقتى بعضى از اركان آن خلاف قانون عمل مىكنند، با شدت عمل با آنان برخورد نمىشود كه ديگر كسى يا گروهى و يا اركانى، در هر منزلتى كه باشند، خلاف نكنند؟ چه اين كه همين سهل انگارى ها و اغماض هاى بى جا، موجب گسترش مشكلات عديده در جامعه اسلامى شده است.
پاسخ: اين جا دو مطلب وجود دارد. يك مطلب اين است كه يك حكومت اسلامى چه زمانى واقعاً مىتواند احكام اسلامى را درست اجرا كند. در بحث كوتاهى كه قبلا به آن اشاره شد، گفتيم زمانى يك حكومت اسلامى مىتواند وظيفه خودش را درست عمل كند كه مردم كمك كنند. اگر مردم همراهى نكنند، حاكم اسلامى به تنهايى نمىتواند احكام اسلامى را اجرا كند. اين ناتوانى ناشى از تقصير حكومت نيست، بلكه ناشى از مردمى است كه حكومت و رهبرى عادل را تنها گذاشته اند.
اما مطلب ديگر مبنى بر اين كه در اين زمان، كجا بايد شدت عمل به خرج داد و كجا بايد انعطاف نشان داد، خود اين مسأله يك حكم شرعى است. تشخيص اين حكم شرعى با كيست؟ ما بر اساس برخى مقايسه ها و اطلاعات ناقصى كه داريم، مىگوييم، مثلاً پيغمبر(صلى الله عليه وآله) چنين كرد و اميرالمؤمنين(عليه السلام)چنان كرد، پس ما هم بايد اين گونه عمل بكنيم. اما بايد توجه داشته باشيم كه موارد متعددى نيز وجود دارد كه ائمّه(عليهم السلام) يا رسول مكرّم اسلام(صلى الله عليه وآله) به شيوه