کاوش ها و چالش ها - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٨٤ - قرآن و « تقابل علم و ايمان»
است عذاب خود را نازل كند و آنها را نابود كند. قرآن در اين باره مىفرمايد: فَمَنْ حَاجَّكَ فِيهِ مَنْ بَعْدِ مَا جَاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَ أَبْنَاءَكُمْ وَ نِسَاءَنَا وَ نِسَاءَكُمْ وَ أَنْفُسَنَا وَ أَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْكَاذِبِينَ[١]؛ پس هر كه در اين [ باره ] پس از دانشى كه تو را [ حاصل ] آمده با تو محاجّه كند، بگو: «بياييد پسرانمان و پسرانتان، و زنانمان و زنانتان، و ما خويشان نزديك و شما خويشان نزديك خود را فرا خوانيم، سپس مباهله كنيم و لعنت خدا را بر دروغ گويان قرار دهيم. پيامبر به همراه امام حسن و امام حسين (كه در آن وقت كودك بودند) و فاطمه زهرا و حضرت على(عليهم السلام) براى مباهله حاضر شدند. نصاراى نجران وقتى چشمشان به اين پنج تن بزرگوار افتاد، ترسيدند و با خود گفتند، اگر پيامبر ذره اى احتمال شكست مىداد، بهترين عزيزان خود را به همراه نمىآورد، و خلاصه حاضر به مباهله هم نشدند و گفتند، در هر حال اسلام را قبول نمىكنيم و پذيرفتند كه جزيه بدهند. وقتى از پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) در اين باره سؤال كردند، آن حضرت فرمودند: اينها با اين كه فهميدند و يقين كردند كه من پيامبر خدا و بر حق هستم و خودشان بر باطلند، اما به علت عادت و علاقه اى كه به خوردن گوشت خوك و شراب داشتند، و در اسلام هم هر دو حرام است، نتوانستند از لذت خوردن گوشت خوك و شراب صرف نظر كنند و زير بار حق نرفتند.
بنابراين ممكن است انسان با وجود اين كه به چيزى يقين دارد، اما به علت هوا و هوس و لذت و غرور و... زير بار آن نرود و آن را انكار نمايد؛ نظير فرعون اگر ايمان مىآورد ديگر كسى او را به خدايى قبول نمىكرد و مجبور بود آن همه قدرت و ثروت و شكوه و جلال و جبروت ظاهرى را رها كند و مانند يك انسان معمولى زندگى كند.
[١] آل عمران (٣)، ١٦١.