کاوش ها و چالش ها - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٩٨ - رابطه « ايمان به ملايكه» و بحث « تجربه نبوى»
مىگويند: ما به آنچه بر [ پيامبر] خودمان نازل شده ايمان مىآوريم و غير آن را با آن كه [ كاملا ] حق و مؤيد همان چيزى است كه با آنان است، انكار مىكنند.
در آيه ديگرى مىفرمايد كسانى كه مىخواهند بين پيامبران الهى جدايى بيندازند و به برخى ايمان بياورند و به برخى كافر شوند، كافران حقيقى همانان هستند: إِنَّ الَّذِينَ يَكْفُرونَ بِاللَّهِ وَ رُسُلِهِ وَ يَرِيدُونَ أَنْ يُفَرِّقُوا بَيْنَ اللَّهِ وَ رُسُلِهِ وَ يَقُولُونَ نُؤْمِنُ بْبَعْض وَ نَكْفُرُ بِبَعْض وَ يُرِيدُونَ أَنْ يَتَّخِذُوا بَيْنَ ذَلِكَ سَبِيلا أُوْلَئِكَ هُمُ الْكَافِرُونَ حَقٍّا[١]...؛ كسانى كه به خدا و پيامبرانش كفر مىورزند، و مىخواهند ميان خدا و پيامبران او جدايى اندازند، و مىگويند: «ما به بعضى ايمان داريم و بعضى را انكار مىكنيم» و مىخواهند ميان اين [ دو ] راهى براى خود اختيار كنند، آنان در حقيقت كافرند.
پس اجمالا روشن است قرآن كه مىفرمايد ايمان بياوريد، ايمان به هر چيزى نيست، ايمان به «الله» است، ايمان به «يوم الاخر» است، ايمان به «انبياى الهى» است، ايمان به «كتاب آسمانى» است، ايمان به فرشتگان است. در اين ميان روشن است كه ايمان به «انبيا» و «كتب آسمانى» متلازمند؛ يعنى وقتى به پيامبران الهى ايمان آورديم و آنها را تصديق كرديم، طبيعتاً مطالب و كتاب هايى را هم كه آنان مىگويند از جانب خدا آورده اند تصديق خواهيم كرد و به آنها نيز ايمان خواهيم آورد. اما سؤالى كه باقى مىماند اين است كه ايمان به ملايكه چه خصوصيتى دارد؟ پاسخ اين پرسش، با توجه به مقدمه اى كه ذيلا به آن اشاره مىكنيم روشن خواهد شد.
رابطه «ايمان به ملايكه» و بحث «تجربه نبوى»
يكى از شبهه هايى كه امروزه مطرح مىشود اين است كه انبيا هم بشر بوده اند و
[١] نساء (٤)، ١٥٠ـ١٥١.