کاوش ها و چالش ها - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٩٥ - متعلَّق ايمان در آيات قرآن
اگر به خاطر داشته باشيد آن روزها «توحيد» را به «جامعه بى طبقه ماركسيستى» تفسير مىكردند. مىگفتند: توحيد يعنى يگانه كردن و يكى كردن جامعه و همان چيزى كه ماركس مىگويد. نامش را هم در كتاب ها و نوشته هاى خودشان گذاشته بودند: جامعه تراز نوين، و منظورشان همان جامعه بى طبقه ماركسيستى بود. متأسفانه كسانى هم باور كرده بودند كه بله، توحيد قرآن و پيامبر و على(عليهما السلام) همان چيزى است كه ماركس ملحد و منكر خدا گفته است!
امروزه نيز همان بازى ها و نيرنگ ها، منتها با قالب و الفاظ جديد و با عنوان «قرائت هاى جديد از دين» مطرح مىشود. اساس انديشه «قرائت هاى جديد از دين» انكار دين است، منتها براى فريب دادن مردم و با توجه به اين كه بالاخره جامعه ما صدها سال است كه با «دين» عجين گشته است، دست به توجيه و عوام فريبى مىزنند و در ميان حرف هايشان نامى هم از اسلام و دين مىبرند؛ و گرنه به نظر بنده شواهد قطعى وجود دارد كه اينان ايمان به هيچ يك از حقايق دين ندارند.
متعلَّق ايمان در آيات قرآن
از اين روى با توجه به آن سابقه، و حركت هايى كه در سال هاى اخير مشاهده مىكنيم جاى آن دارد كه اين مسأله را به دقت و با يك وسواس علمى خاص دنبال كنيم و ببينيم اين كه مىگوييم، گوهر دعوت انبيا «ايمان» است، ايمان «به چه چيز» است و «متعلَّق ايمان» چيست. براى اين كار، بهترين و مطمئن ترين راه، مراجعه به خود قرآن است كه ببينيم قرآن كه ما را دعوت به ايمان نموده، ايمان به چه چيز را از ما خواسته است. تعداد آياتى كه درباره «متعلَّق ايمان» ذكر شده باشد زياد است و ما در اين جا فقط به دو، سه نمونه اشاره مىكنيم.
يكى از تعبيرهايى كه در قرآن شايع است و بارها تكرار شده «ايمان بالله و