کاوش ها و چالش ها - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٦٩ - چند پرسش اساسى در بحث ايمان
صالح» تناسبى نيست؛ از اين روى اصلا به هم پيوند نمىخورند. وقتى ريشه، ريشه حق كشى و حق ناسپاسى و انكار ارزش هاى متعالى انسانى است، چگونه مىتواند اعمال نيك و متعالى را نگاه دارد؟ اين پيوندى است كه مىخشكد و دوام نمىآورد؛ به خلاف آن جا كه ريشه سالم باشد. اگر ريشه سالم شد اميد ميوه و ثمر وجود دارد. «كفر» ريشه را مىخشكاند و مىسوزاند. وقتى ريشه خشكيد هيچ اميدى نيست. اما كسانى كه ايمان دارند؛ اگر هم احياناً به لغزشى دچار شوند، مانند آفتى است كه در شاخ و برگ مىافتد و با سم پاشى و مراقبت قابل علاج و اصلاح است. چون ريشه سالم است، با اقدامات اصلاحى مىتوان درخت را دوباره به بار نشاند.
بنابراين از اين دسته آيات هم استفاده مىشود كه آنچه ملاك اصلى ترقى و تكامل و رشد انسانى است «ايمان» است، و در مقابل، آنچه ريشه انسانيت را مىسوزاند و همه را بر باد مىدهد «كفر» است.
اينها نمونه هايى بود براى آن كه اثبات كنيم كه از ديدگاه قرآن، محور دعوت انبيا و عامل اصلى نجات و سعادت انسان «ايمان» است. البته ايمان شرايطى هم دارد كه ان شاءالله در جلسات بعد به آنها خواهيم پرداخت.
چند پرسش اساسى در بحث ايمان
پس از توجه به اين مطلب كه گوهر دعوت انبيا «ايمان» است، سؤالات متعددى در اين زمنيه مطرح مىشود. برخى از اين سؤالات عبارتند از: تعريف ايمان چيست؟ رابطه ايمان با «حبّ» و «نفاق» چيست؟ ايمان با اسلام چه نسبتى دارد؟ آيا ايمان همان اسلام است يا با هم تفاوت دارند؟ اگر متفاوتند، آيا اسلام مىتواند جانشين ايمان گردد و همان نقش را در سعادت انسان ايفا نمايد، يا اسلام بدون ايمان اثرى در سعادت ندارد؟ رابطه ايمان با علم و معرفت چيست؟ آيا وجود ايمان بدون هيچ گونه معرفت و شناخت قبلى