کاوش ها و چالش ها - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٢٨ - مشكل مجاز و استعاره در قرآن
حضرت عيسى را هم بايد بگوييم نتيجه موتاسيون و تكامل انواع قبلى است؟ در اين جا يا بايد نعوذبالله بگوييم قرآن دروغ گفته است، يا بپذيريم كه پيدايش چنين پرنده اى، از نظريه تكامل انواع استثنا است و خارج از حوزه آن نظريه قرار دارد. پذيرش استثنا به نظريه علمى ضرر نمىزند. اكنون چه اشكال دارد كه (بر فرض صحت نظريه تكامل انواع) بگوييم پيدايش حضرت آدم ابوالبشر يكى از موارد استثناى اين نظريه است.
پاسخ كلى هم در اين موارد اين است كه اصولا «تعارض دو قطع» با يكديگر محال است. امكان ندارد انسان صد در صد به چيزى اطمينان و اعتقاد داشته باشد و در همان حال نيز صد در صد به خلاف آن چيز يقين و علم داشته باشد! به همين ترتيب امكان ندارد علم قطعى (به قطع يقينىِ مطابق با واقع) چيزى را بگويد و در مقابل، آيه يا روايتى هم قطع و علمى مخالف آن را افاده كند. اگر چنين چيزى به نظر آيد، يك تصور ابتدايى است و با تأمل و دقت معلوم خواهد شد كه يكى از آن دو قطع يا هر دوى آنها قطع ادعايى و پندارى بوده و در واقع چيزى بيش از ظن و گمان يا وهم و خيال نبوده است. همان گونه كه ما در مثال هاى مذكور اين مسأله را روشن كرديم و توضيح آن گذشت.
مشكل مجاز و استعاره در قرآن
مسأله ديگرى كه در ارتباط با آيات قرآن و براى سلب اعتماد به ظواهر آن مطرح مىكنند بحثى است كه قبل از طرح آن لازم است ابتدا به مقدمه اى توجه كنيم:
در هر زبانى معمولاً الفاظ، يا تعبيرها، جملات و ضرب المثل هايى وجود دارد كه بر اساس داستان ها يا افسانه هايى به وجود آمده و در موارد مشابه تكرار شده و به مرور در آن زبان جا افتاده است. امروزه ما اين تعبيرها و