کاوش ها و چالش ها - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٣٠ - مشكل مجاز و استعاره در قرآن
در موارد مشابه، مرتباً به كار گرفته مىشود. همان گونه كه داستان رستم و سهراب تا چه حد واقعيت دارد، زياد روشن نيست؛ ولى ما ضرب المثل «نوش دارو بعد از مرگ سهراب» را به كار مىبريم. در اين موارد كسى نمىگويد چرا اين ضرب المثل را به كار مىبرى در حالى كه اساسش يك افسانه است، يا واقعى بودنش معلوم نيست. اين جا ما به افسانه يا واقعى بودن كارى نداريم و ضررى به ما نمىزند. در اين موارد مقصود، انتقال آن مفهوم، آن پيام و آن رمزى است كه اين ضرب المثل به آن اشاره دارد و ساختگى يا واقعى بودن اصل ماجرا به هيچ وجه اهميت ندارد. فرض كنيد كلمه «ديوانه» در فارسى، به معناى كسى است كه عقلش درست كار نمىكند. اصل و ريشه اين كلمه هم از كلمه «ديو» است. البته ديو يك موجود خيالى و موهوم است و وجود خارجى ندارد؛ اما چنين تصورى بوده كه كسى كه عقلش درست كار نمىكند «ديو» در او اثر گذاشته و در نتيجه «ديوانه» شده است. امروزه كه ما اين كلمه را به كار مىبريم كارى نداريم كه آيا ديوانه اصلش از كجا گرفته شده و آيا ديو موجودى خيالى يا واقعى است. آنچه مهم است مفهوم است. ديوانه را براى كسى به كار مىبريم كه عقلش درست كار نمىكند. در عربى نيز بسيارى از ادباى عرب گفته اند كلمه «جنون» از جن گرفته شده و ريشه آن «جنّ» است. جنون يعنى جنّى شدن و مجنون يعنى كسى كه جن زده شده است.
مانند هر زبان ديگرى، در زبان عربى نيز از اين گونه الفاظ و ضرب المثل ها وجود دارد و بعضاً در قرآن نيز به كار رفته است؛ مثلاً در سوره بقره مىفرمايد: أَلَّذِينَ يَأْكُلُونَ الرِّبَوْاْ لاَ يَقُومُونَ إِلاَّ كَمَا يَقُومُ الَّذِى يَتَخَبَّطُهُ الشَّيْطَانُ مِنَ الْمَسِّ...[١]؛ كسانى كه ربا مىخورند، [ از گور] بر نمىخيزند مگر مانند برخاستن كسى كه شيطان [ و ديو] بر اثر تماس، آشفته سرش كرده است.
[١] بقره (٢)، ٢٧٥.