کاوش ها و چالش ها - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٩١ - چكيده بحث
مىگيرد و به او نزديك تر مىشود. بنابراين خود عمل و التزام عملى باعث تقويت ايمان مىشود. در مقابل نيز كسانى كه ابتدا ايمان بياورند اما موفق نشوند به لوازم آن عمل كنند ايمانشان رشد نمىكند. اگر مبتلا به گناه و خلاف لوازم آن شوند، همان ايمان اوليه نيز كم كم ضعيف مىشود و ممكن است در اثر تكرار و ازدياد گناه، به سلب ايمان به طور كلى بينجامد: ثُمَّ كَانَ عَقِبَةُ الَّذِينَ أَسَؤُا السُّوأَى أَنْ كَذَّبُوا بِأَيَاتِ اللَّهِ وَ كَانُوا بِهَا يَسْتَهْزِؤُنَ[١]؛ آن گاه فرجام كسانى كه بدى كردند اين گونه شد كه آيات خدا را تكذيب كردند و آنها را به ريشخند مىگرفتند.
پس ايمان امرى است قابل تقويت يا تضعيف. چگونه تقويت مىشود؟ يكى، با تقويت علم، كه از پايه هاى ايمان است. در اين راه، انسان از ظن به يقين مىرسد و يقينش نيز مىتواند مضاعف گردد؛ يعنى نه تنها يقين به اصل مطلب پيدا كند، بلكه يقين به نفى خلافش نيز پيدا كند. راه دوم، از طريق مداومت بر التزام به لوازم است. هر چه بيشتر مراقبت نمايد و عمل كند، رغبت، پذيرش و انقيادش نيز بيشتر مىشود.
چكيده بحث
خلاصه بحث اين جلسه ما اين شد كه ايمان عملى است اختيارى و چيزى بيش از «علم» كه مقدمه ايمان است و گاهى بدون اختيار نيز ممكن است پيدا شود. اين عمل اختيارى عبارت است از اين كه انسان در قلب خود حالتى را ايجاد كند كه تصميم بگيرد به «لوازم علم» خود و آنچه مىداند، عمل كند. اگر علم دارد ولى تصميم گرفته كه هرگز به لوازمش عمل نكند، اين ايمان نيست. كسى كه مىگويد، من يقين دارم پيامبر اسلام واقعاً پيامبر الهى بوده و راست گفته است، اما تصميم دارم به هيچ يك از دستوراتش عمل نكنم؛ چنين كسى ايمان ندارد، فقط علم است. ايمان آن حالتى است كه لازمه اش تصميم به عمل است.
[١] روم (٣٠)، ١٠.