کاوش ها و چالش ها - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٧٤ - مطالعه توصيفى رابطه متقابل مردم و حكومت در نظام دموكراسى
تحولات سياسى جهان و رشد فكرى و عقلانى مردم خصوصاً در غرب، در نهايت به اين جا رسيده كه بهترين شكلى كه مىشود حكومت كرد اين است كه دين را كنار بگذاريم. بهترين مدل حكومت، حكومت دموكراسى و حاكميت خواست و اراده مردم در همه زمينه ها است. البته اين كه چگونه مىتوان اين حكومت را سر و سامان داد، هم در مقام نظر و تئورى و هم در مقام عمل، تحولاتى رخ داده تا رسيده به مرحله كنونى دنياى معاصر كه شيوه معمول و مطلوب در دنيا، به ويژه در كشورهاى پيشرفته، مدل دموكراسى است؛ يعنى حكومتى كه بشر با فكر و خواست خود همه چيز آن را ترسيم كند.
اكنون مىتوان در يك مطالعه عينى بررسى كرد كه حكومت دموكراسى چگونه در دنيا پياده مىشود. به عبارت ديگر، اين كه گفته مىشود دموكراسى يعنى حكومت يا حاكميت بر اساس خواست مردم، در عمل بررسى كنيم و ببينيم حكومت هايى كه به نام مردم حكومت مىكنند، چگونه حكومت مىكنند، وظايف و نقش آنها چيست و رابطه اشان با مردم چگونه است؟
بنابراين مىخواهيم صرف نظر از هر گونه تعصبى، يك نمونه حكومت را در يكى از پيشرفته ترين كشورهايى كه سنگ دموكراسى و حقوق بشر را به سينه مىزند، يعنى امريكا، بررسى كنيم. در اين بررسى عينى مىخواهيم ببينيم حكومت در آمريكا چگونه شكل مىگيرد، ساختار قدرت در آن جا به چه شكلى است و رابطه حكومت با مردم چگونه است.
به لحاظ آنچه كه خود انديشمندان غربى و امريكايى با بررسى ها و آمار و نمونه هاى عينى در كتاب ها و مقالاتى كه در اين زمينه ها نوشته اند، منعكس كرده اند، در كمال بى طرفى و با بيان ساده اعلام مىكنيم كه حكومت، خواه از حزب جمهورى خواه باشد و خواه از حزب دموكرات، واسطه اى است بين سرمايه داران و توده هاى مردم. آنچه نقش اصلى را در سياست گذارى اين