کاوش ها و چالش ها - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٩٠ - دو عامل ازدياد و تقويت ايمان
دو عامل ازدياد و تقويت ايمان
اولين مرتبه ايمان، با همين مظنه و اطمينانى كه ذكرش گذشت حاصل مىشود. هنگامى كه ذهن انسان نسبت به مطلبى از تب و تاب و اضطراب و خلجان افتاد و به سكون و آرامش رسيد، كه اگر از او بپرسند، مىدانى، بگويد: «آرى، مىدانم»، همين حالت براى ايمان كافى است. بعد كه ايمان آورد و تصميم گرفت به لوازم اين اطمينان عمل كند و واقعاً عمل كرد، ممكن است به مرور، با دلايل و قراين بيشترى اين ظن تقويت شود و عزم انسان بر التزام نيز قوى تر گردد. در اين حالت، ايمان ازدياد پيدا مىكند و مرتبه اش بالاتر مىرود. قرآن كريم مىفرمايد: إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ إِذَا ذُكِرَ اللَّهُ وَ جِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَ إِذَا تُلِيَتْ عَلَيْهِمْ ءَايَاتُهُ زَادَتْهُمْ إِيمَاناً[١]؛ مؤمنان، همان كسانى اند كه چون خدا ياد شود دل هايشان بترسد، و چون آيات او بر آنان خوانده شود بر ايمانشان بيفزايد.
اگر انسان يك دليل بر مطلبى داشت و بعد دو دليل پيدا كرد، اطمينانش نسبت به آن مطلب بيشتر مىشود. اگر دو دليل بشود پنج دليل، باز هم اطمينانش بيشتر مىشود. اين، يكى از راه هاى تقويت و افزايش ايمان است.
يك راه ديگر تقويت و ازدياد ايمان نيز در اثر همان التزامى است كه انسان در عمل پيدا مىكند. وقتى به وجود چيزى اطمينان پيدا كرد و به آن نزديك شد و با آن انس گرفت، به مرور، رغبت و ميل و پذيرش او بيشتر مىشود. خود ما حتماً چنين تجربه هايى داشته ايم. هيچ يك از ما اين درجه از ايمان را كه الآن داريم در كودكى و اوايل بلوغ نداشته ايم. ابتدا ما را تشويق كردند كه نماز بخوانيم. كم كم گفتند به معناى آنچه مىگويى توجه داشته باش. گفتند، قرآن بخوان و در معانى آن تأمل كن. گفتند، دعا بخوان و با خداوند مناجات كن. به مرور و آرام آرام، انسان جود خدا را بيشتر لمس مىكند، بيشتر با خدا انس
[١] انفال (٨)، ٢.