کاوش ها و چالش ها - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٤٩ - ديدگاه اسلام در مورد ملاك تعيين حق
راه ديگرى (وحى) كشف كنيم. ارزش هاى اصيل اخلاقى اين گونه هستند و اين گونه نيست كه با قرارداد ارزش پيدا كنند.
در زمينه حقوق هم مطلب از همين قرار است. در واقع، حقوقْ روابط واقعى موجود در زندگى انسان ها را كشف مىكند. فرمول هايى كه مىتواند اين روابط را به گونه اى تنظيم كند كه زندگى سعادتمندانه را براى انسان تأمين كند، فرمول هايى واقعى است كه بايد كشف كرد. البته ممكن است اين فرمول، مثلاً مشتمل بر ده عنصر باشد كه ما نُه عنصر آن را بشناسيم و يكى از آنها بر ما مجهول باشد و بعد ببينيم يك جا استثنا پيدا كرد.اين بدان جهت است كه برخى از اين روابط و فرمول هاى تنظيم كننده آن بسيار پيچيده هستند و لذا كشف آنها نيز مشكل است. در نظر بگيريد كسى را كه زحمتى كشيده و دانه اى يا نهالى را در زمينى كه متعلق به كسى نبوده، كاشته است. سپس با تلاش خود موفق شده كه چشمه آبى در آن جا درست كند و اين دانه يا نهال را آبيارى نموده تا سرانجام به درختى ميوه دار (مثلاً سيب يا گردو) تبديل شده است. اين فرد در مراحل مختلف كشت، مراقبت و آبيارى متحمل زحماتى شده است تا آن كه تلاش او به بار نشسته است. در اين جا مسأله اى به نام مالكيت مطرح مىشود كه وقتى اين فرد زحمتى كشيده و ميوه اى يا درختى ميوه دار را توليد كرده است، صلاح زندگى او در اين است كه خودش از آن بهره مند شود. حال اگر ديگرى پيدا شود كه اين درخت را از وى بگيرد و نگذارد از آن استفاده كند، بى ترديد حق وى را تضييع كرده است. اين حق از كجا پيدا شده است؟ از آن زحمت هايى كه وى در اين راه كشيده است. در رابطه اى كه اين فرد با انسان ديگرى پيدا مىكند كه او هم مىخواهد از دست رنج اين فرد استفاده كند، اگر اين رابطه به صورت صحيحى تنظيم شود كه به طور متناسب و متوازن از دست رنج يكديگر بهره مند شوند، در اين صورت يك رابطه عادلانه خواهد