کاوش ها و چالش ها - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٢٢ - خلاصه بحث
اما از آن جا كه خداى متعال حكيم است، خود، هم براى حكومت و هم براى مردم حقوقى متوازن قرار داده است. هم حكومت به لحاظ خدماتى كه به مردم ارايه مىدهد، بر آنان حقوقى دارد و هم مردم حقوقى بر حكومت دارند.
اين مدلى ديگر از حكومت و رابطه متقابل مردم و حكومت است كه ذهن هايى كه با فرهنگ غربى خو گرفته اند چندان با آن آشنا نيستند و نمىتوانند به درستى آن را درك كنند. به همين روى نيز وقتى گفته مىشود حكومت الهى، حكومت اسلامى، حكومت دينى، بسيارى تصور مىكنند كه اين همان دموكراسى پاپ ها است كه خود نوعى ديكتاتورى است؛ در صورتى كه هيچ ربطى به آن ندارد.
بگذريم از اين كه تا آن جا كه ما سراغ داريم، اصولا نمونه اى از حكومت دموكراسى در دنيا وجود ندارد. يا حكومت زورمداران، قلدرها، قداره بندها، فئودال ها و امثال آنان بوده، يا مانند امروزه، حكومت سرمايه دارها است. اين كه به ظاهر مىگويند فلان كس رأى آورد يا فلان كس رأى نياورد، واقع و پشت پرده آن، دعواهايى است كه بين دو گروه سرمايه دار، مثلاً صاحبان كارخانه هاى اسلحه سازى با صنايع نفت و پتروشيمى وجود دارد. به ظاهر احزابى هستند كه گاهى اين و گاهى آن حاكم مىشود، ولى در واقع پول و سرمايه سرمايه دارها است كه تعيين كننده و حاكم است. آن كسى كه پشت پرده تصميم مىگيرد و پول تبليغات را مىدهد تا يك حزب رأى بياورد، صاحبان سرمايه هستند. روند طبيعى و معمول اين است كه هر كس تبليغاتش بيشتر باشد در انتخابات برنده مىشود. اما توده مردم در تأمين هزينه زندگى روزمره خود نيز با دشوارى روبه رو هستند، چه رسد به اين كه بخواهند خرج تبليغات را بدهند؛ آن هم خرج هاى كلان با آن ارقام نجومى كه در كشورهاى اروپايى و آمريكايى براى تبليغات انتخاباتى هزينه مىشود. شايد شما هم شنيده يا