کاوش ها و چالش ها - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٢٣ - خلاصه بحث
خوانده باشيد كه مثلاً شاه مخلوع ايران از كسانى بود كه در انتخابات آمريكا به حزب جمهورى خواه كمك مىكرد. كمك كننده هايى كه در دنيا از همه معروف ترند و كمك آنها نيز تعيين كننده است، صهيونيست ها و سرمايه داران صهيونيست هستند. تعيين كننده حكومت هاى آمريكا يا مشابه آن در بعضى از كشورهاى ديگر، در واقع همين سرمايه داران صهيونيست هستند.
مردم عادى غالباً شناخت چندانى از يك كانديداى مطرح در انتخابات ندارند و فقط شاهد حجم وسيع و سنگين تبليغات او هستند. غالباً نيز شركت آنها در انتخابات خيلى ضعيف است، به طورى كه اغلب زيرِ ٥٠ درصد در انتخابات شركت مىكنند، كه آن هم به زور تبليغات ناشى از پول سرمايه داران است. اين است كه حكومت در حقيقت متعلق به سرمايه داران است. اين هم مطلبى نيست كه بنده مدّعى آن باشم، بلكه خود نويسندگان و محققان غربى بدان اعتراف نموده اند و در اين زمينه كتاب ها و مقالات متعددى نوشته اند.
به هر حال از نظر تئورى، آنچه كه در دنيا مرسوم است اين است كه يا مردم مقهور و مطيع حكومتند و يا حكومت و حاكم تحت سيطره خواست و اراده مردم است. توضيح داديم كه در اسلام حكومت به گونه ديگرى است. شق سوم اين است كه مردم و حاكم، هر دو يك مولا دارند و آن هم خدا است. در مقابل خدا هر دو عبدند، اما در مقابل يكديگر هر دو آقا هستند و هم اين بر او حقوقى دارد و برعكس.
نمونه هايى از حقوق متقابل مردم و حكومت در كلام امير المؤمنين(عليه السلام)با توجه اين كه امسال، سال اميرالمؤمنين(عليه السلام) و رفتار علوى است، به اين مناسبت قطعه اى از نهج البلاغه را براى شما مىخوانم. خطبه مفصلى است از اميرالمؤمنين(عليه السلام) كه حضرت در آن مىفرمايد: اَمّا بَعْدُ، فَقَدْ جَعَلَ اللّهُ سُبْحانَهُ لى