کاوش ها و چالش ها - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٣٨
را در اختيار پيامبرش يا هر كسى كه بخواهد قرار مىدهد. با اين حساب، وقتى بحث دخالت عوامل فوق طبيعى و خارج از دسترس بشر به ميان آمد، ديگر تفاوتى نمىكند كه پيامبر تا كره مريخ رفته باشد يا همه هفت آسمان را طى كرده باشد. اين سير تحت تأثير اراده الهى و عوامل فوق طبيعى كه در اختيار خداى متعال است صورت پذيرفته و ما از چند و چون آن اطلاعى نداريم.
جهت دومى كه در مسأله معراج وجود دارد اين است كه در اين زمان كم ـ و جداى از چگونگى اصل سير ـ چگونه چنين سيرى ممكن است؟ اين نكته اى است كه پاسخ آن آسان تر است. شما بيشتر و بهتر از بنده مىدانيد كه زمان يك امر نسبى است و چيزى است كه نسبت به فضاها و كرات مختلف فرق مىكند. در فيزيك انيشتين و فيزيك نسبيت به خوبى نشان داده مىشود كه چگونه زمان امرى نسبى است و در سرعت هاى نزديك به سرعت نور چگونه مىشود كه مثلاً براى كسى كه در يك هواپيمايى كه با سرعت نور حركت مىكند نشسته است با كسى كه از روى زمين شاهد و ناظر حركت آن هواپيما است، دو زمان متفاوت سپرى مىشود. بنابراين با توجه به مسأله نسبيت زمان و مسايل فيزيك نسبيت تا حدودى مىتوان تصور كرد كه طىّ اين مسافت و گستره طولانى چگونه در چنين زمان كوتاهى ممكن است. نظير «طىّ الارض» كه شنيده ايد و غير از پيامبر و ائمه(عليهم السلام) برخى از اولياى خدا مىتوانند مثلاً در يك چشم به هم زدن فاصله زيادى بين يك بيابان تا مكه يا مدينه يا جاى ديگر را طى كنند. البته پاسخ اصلى در همه اين موارد همان است كه ما بايد بپذيريم غير از اين عوامل عادى و طبيعى، يك سرى عوامل فوق طبيعى نيز وجود دارند كه ما آنها را نمىشناسيم.
و اما درباره سؤال دوم و مسأله مسّ انسان به وسيله شيطان كه در توضيح آيه شريفه: «كَالَّذِى يَتَخَبَّطُهُ الشَّيْطَانُ مِنَ الْمَسِّ...» و مسأله ربا به آن اشاره كرديم،