کاوش ها و چالش ها - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٢١ - قرآن و افلاك نه  گانه بطلميوسى
اكنون روشن فكران امروزى مىگويند، تعبير قرآن به «سماوات سبع» بر طبق پذيرش علم نجوم آن زمان بوده و خود علماى اسلام نيز سال ها اين آيه را بر همان اساس تفسير كرده اند. اكنون كه بطلان نظريه بطلميوسيان به اثبات رسيده، بطلان نظر قرآن و علماى اسلام نيز روشن مىگردد.
نمونه ديگرى كه در همين زمينه ذكر مىشود مربوط به «نظريه تكامل انواع» داروين است. همان گونه كه مىدانيد داروين فرضيه اى در زيست شناسى دارد كه مىگويد حيوانات در اثر «موتاسيون» و جهش هايى كه در كروموزوم هاى آنها به وجود آمده، در طول ميليون ها سال تغيير كرده اند و پيدايش حيوانات و نسل هاى جديد بر اساس همين جهش ها بوده است؛ مثلاً انسان را از نسل ميمون دانسته است. در مواردى نيز شواهدى بر تأييد اين نظريه يافته اند. البته اين مطلب در خود زيست شناسى نيز هنوز تلقى به قبول نشده و در حد احتمال و فرضيه است و حتى بسيارى از زيست شناسان آن را رد كرده اند. به هر حال برخى خواسته اند يكى از نمونه هاى تعارض علم و دين در مورد قرآن را همين نظريه ذكر كنند. از نظر آنان، آنچه قرآن كريم درباره پيدايش آدم و انسان بيان مىكند با اين نظريه علمى كاملا مخالف است و همين دليل بر بطلان قرآن است.
قرآن و افلاك نه گانه بطلميوسى
در پاسخ بايد بگوييم: و اما در مورد تطبيق «سماوات سبع» بر «افلاك نه گانه بطلميوسى» اولا بايد از آن دسته از علماى خودمان گله مند باشيم كه با وجود تفاوت روشن بين عدد «هفت» و «نُه» چنين تطبيقى را كرده اند. البته ظاهراً كسى از علما به نحو قطع و صد در صد نگفته كه آسمان هاى هفت گانه به علاوه «عرش» و «كرسى» همان افلاك نه گانه بطلميوسى است و فقط در حد احتمال