کاوش ها و چالش ها - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢١٩ - تعارض وحى با علم و عقل
نيز اين كار ادامه دارد و كتاب هاى زيادى نيز با موضوع «تناقض هاى قرآن» نوشته شده است. همين شبهه امروزه به شكلى ديگر مطرح مىشود و عمده چيزى كه امروزه بيشتر بر آن تأكيد مىكنند مطالبى از قرآن است كه ادعا مىشود با علم و عقل سازگار نيست و باطل است. در اين باره يك بيان كلى دارند و بعد هم به ذكر مصاديق و نمونه هاى آن مىپردازند.
خلاصه بيان كلى آنها اين است كه آنچه از مطالب علمى كه در قرآن آمده، بر اساس پندارها و تصورات دانشمندان آن عصر بوده كه امروزه بطلان بسيارى از آنها به اثبات رسيده است. از همين جا است كه نسبت به كل مطالب و محتواى قرآن سلب اعتماد مىشود.
براى ذكر مصاديق نيز موارد متعددى را بر شمرده اند كه ذكر همه آنها در اين مقال نمىگنجد و فقط به ذكر يكى، دو مورد از آنها بسنده مىكنيم.
يكى از اين موارد، مسأله «آسمان هاى هفت گانه» است كه در آيات متعددى از قرآن كريم بدان اشاره شده است: تُسَبِّحُ لَهُ السَّمَوَتُ السَّبْعِ[١]؛ آسمان هاى هفت گانه او را تسبيح مىگويند. خَلَقَ سَبْعَ سَمَوَت طِبَاقاً[٢]؛ هفت آسمان را طبقه طبقه بيافريد.
كسانى در صدد بر آمده اند كه بگويند اين هفت آسمان مطابق با نظريه هيأت و نجوم بطلميوسى است. هم چنان كه مىدانيم، تا قبل از هيأت جديد كه به هيأت كپرنيكى مشهور است، تا مدت هاى مديد و چندين قرن نظريه رايج و داير در علم نجوم، نظريه هيأت بطلميوسى بود. بطلميوسيان معتقد بودند كه عالم به شكل يك كره بسيار بزرگ است كه زمين در مركز اين كره قرار دارد و ٩ فلك در اطراف آن وجود دارد كه هر فلك بر فلك ديگر محيط است. تشبيهى
[١] اسراء (١٧)، ٤٤. [٢] ملك (٦٧)، ٣.