کاوش ها و چالش ها - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٦٨ - مطالعه توصيفى رابطه متقابل مردم و حكومت در اسلام
حكومت هاى اسلامى چه گذشته و چه روابطى بين حكومت ها و مردم برقرار بوده است. بايد توجه داشت كه حاصل اين مطالعات، بيان گر رابطه حكومت و مردم در «اسلام» نيست، بلكه در واقع حاكى از رابطه حكومت و مردم در «حكومت مسلمانان» مىباشد. حقيقت اين است كه در موارد زيادى كارهايى به نام اسلام شده، كه نه تنها افتخارى براى مكتب اسلام نيست، بلكه گاهى ننگ براى اسلام است. نمونه هاى زيادى در اين زمينه وجود دارد.
يكى از اين نمونه ها همين مسايلى است كه ما در اين روزهاى ماه محرم به عزاى آن نشسته ايم. مگر كسانى كه در شام حكومت مىكردند و فرزندان رسول الله(صلى الله عليه وآله) را به شهادت رسانده و دخترانش را اسير كردند، تحت چه عنوانى حكومت مىكردند؟ آنها خودشان را خليفه رسول الله(صلى الله عليه وآله) مىدانستند، در حالى كه در مجالس خود شراب مىنوشيدند و مست مىشدند، حرف هاى نامربوط مىزدند، اشعار مبتذل مىخواندند و زنهاى آوازهخوان برايشان مىزدند و مىخواندند و مىرقصيدند. آنها هم به نام اسلام حكومت مىكردند. اين مسايل تازگى ندارد و مربوط به امروز و ديروز نيست. آن روز هم ترانه خوان ها و سرودخوان ها بودند كه سرودهاى ملّى مىخواندند و از ايل و تبارشان، از بزرگان و گذشتگان آن مردم تعريف مىكردند و به اين كه پدران ما چنين و چنان بودند، مىباليدند. آن روزها هم اين مسايل بوده و اختصاص به امروزه ندارد كه به نام فرهنگ ملى و به نام اسلام، بسيارى از كارهاى خلاف شرع را انجام دهند. حقيقت اين است كه اينها را نمىتوان و نبايد به حساب اسلام گذاشت.
به هر حال اين مسأله قابل بررسى است كه در تاريخ مسلمان ها، رابطه حكومت هايى كه به نام اسلام حكومت مىكردند با مردم چگونه بوده است. همان گونه كه بيان كرديم عملكردها يكسان نبوده، بلكه بسيار متفاوت بوده